یک روزنامه در سال ۱۳۳۷ تصویری عجیب از ایران در سال ۱۴۰۰ ارائه کرد. نویسنده با نگاهی طنزآمیز، زندگی مردم در آینده را تصور کرده بود.

این گزارش قدیمی، موضوعاتی مانند افزایش خودروها، وسایل حمل‌ونقل، مد، موسیقی، رقص و ازدواج را بررسی می‌کند. بعضی پیش‌بینی‌ها امروز خنده‌دار به نظر می‌رسند. بعضی دیگر نیز شباهت جالبی با زندگی امروز دارند.

پیش‌بینی ترافیک تهران در سال ۱۴۰۰

نویسنده بیش از شش دهه پیش تلاش کرد آینده تهران را تصور کند. او افزایش تعداد خودروها را یکی از مهم‌ترین تغییرات آینده می‌دانست.

در این گزارش طنز آمده است که تعداد خودروها در تهران آن‌قدر زیاد می‌شود که عبور از خیابان زمان بسیار زیادی می‌برد. نویسنده حتی انتظار ۱۵ ساله برای عبور از یک خیابان را تصور کرده بود!

گزارش سپس یک وسیله پرنده خیالی به نام «اتوپرواز» معرفی می‌کند. این وسیله قرار بود به مردم کمک کند از روی خیابان‌ها عبور کنند.

«اتوپرواز» برای فرار از ترافیک

نویسنده برای اتوپرواز حتی قانون راهنمایی و رانندگی هم در نظر گرفته بود. طبق این پیش‌بینی، مردم هنگام پرواز باید قوانین خاصی را رعایت می‌کردند.

اگر کسی در آسمان تخلف می‌کرد، مأموران او را جریمه می‌کردند. البته مجازات عجیب دیگری هم در انتظار متخلفان بود؛ آن‌ها باید به سینما می‌رفتند و فیلم می‌دیدند!

این بخش نشان می‌دهد نویسنده حتی برای آینده‌ای خیالی نیز قوانین و مقررات شهری را تصور کرده بود.

مد و ظاهر مردم در آینده

بخش دیگری از گزارش به تغییر ظاهر مردم اختصاص دارد. نویسنده پیش‌بینی کرده بود که مدل موی «یول برینر» در سال ۱۴۰۰ به یک مد عمومی تبدیل شود.

در این تصویر طنزآمیز، زن و مرد و حتی کودکان هم سر خود را به همان شکل اصلاح می‌کردند. نویسنده برای زنان نیز جزئیات بامزه‌ای در نظر گرفته بود.

او نوشته بود زنان برای پنهان کردن طاسی سر خود از شاخه گل و روبان استفاده می‌کنند!

رقص‌های عجیب و فروشنده‌های ماشینی

نویسنده درباره سرگرمی‌های آینده نیز پیش‌بینی‌های عجیبی داشت. او تصور می‌کرد مردم در سال ۱۴۰۰ علاقه زیادی به رقص پیدا می‌کنند.

در این گزارش از رقص‌هایی با نام‌های عجیب مانند «چولاچوب»، «بچسب و سوا نشو» و «بچرخان و بجنبان» نام برده شده است.

نویسنده حتی آینده فروشگاه‌های صفحه‌فروشی را هم تصور کرده بود. او معتقد بود استقبال زیاد مردم از موسیقی باعث رونق این فروشگاه‌ها می‌شود.

با توجه به شرایط خیالی آن زمان، نویسنده فروشنده‌های ماشینی را نیز برای این مغازه‌ها در نظر گرفته بود.

پیش‌بینی عجیب درباره ازدواج

اما شاید عجیب‌ترین بخش گزارش به ازدواج مربوط باشد. نویسنده پیش‌بینی کرده بود که جنگ‌ها و تلفات باعث کاهش شدید تعداد مردان در جامعه شود.

بر اساس این سناریوی طنز، تعداد مردان به یک‌سوم تعداد زنان می‌رسید. در چنین شرایطی، دختران برای پیدا کردن همسر باید خودشان دست به کار می‌شدند.

گزارش حتی صحنه‌هایی طنز از رقابت دختران برای پیدا کردن مردان مجرد را تصویر کرده است. نویسنده در ادامه این رقابت را با درگیری و پرتاب لنگه‌کفش توصیف می‌کند.

ایران سال ۱۴۰۰؛ کدام پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمد؟

این گزارش در سال ۱۳۳۷ نوشته شد؛ زمانی که سال ۱۴۰۰ بیش از شش دهه با نویسنده فاصله داشت. به همین دلیل، بسیاری از پیش‌بینی‌های آن جنبه خیال‌پردازانه و طنز دارند.

با این حال، بعضی ایده‌ها به شکل جالبی به آینده نزدیک شدند. افزایش تعداد خودروها، ترافیک سنگین تهران و تغییر سبک زندگی از جمله مواردی هستند که امروز می‌توان شباهت‌هایی میان آن‌ها و شرایط واقعی جامعه پیدا کرد.

در ادامه، متن کامل این گزارش قدیمی را می‌خوانید:

ایران در سال ۱۴۰۰

نمی‌دانم آیا هیچ‌وقت در ساعاتی که از بیکاری توی اتاق طاق‌باز خوابیده و تیرهای سقف را می‌شمارید، دورنمای سال‌های بعد را در نظر مجسم کرده‌اید یا نه؟

شکی نیست با تحولاتی که هر آن در شئون مختلف زندگانی بشریت به وجود می‌آید، زندگی یک سال بعد از لحاظ فرم و قیافه با زندگی امروز فرق زیادی خواهد داشت؛ ولی نباید فراموش کرد که این تغییر فرم و قیافه هرقدر هم زیاد باشد، باز بشر متمدن امروز استعداد پذیرش آن را دارد، چون فاصله زمان نسبتا زیاد است.

ساده‌تر عرض کنم، اگر بشر امروز فاصله بین سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۴۰۰ را به‌طور طبیعی طی کند، تحولی که در سال ۱۴۰۰ در دنیا به وجود می‌آید برای او چیز خارق‌العاده‌ای نخواهد بود، چون پا‌به‌پای تحول جلو می‌رود؛ اما اگر یک جهش سریع در بین باشد و مثلا فاصله بین امروز و هفتاد سال بعد را یک‌دفعه طی کند، همه‌چیز آن روز به نظر او غیرطبیعی جلوه خواهد کرد و حالا ما به این جهش خیالی جامه عمل می‌پوشانیم و ۶۳ سال به جلو می‌رویم تا ببینیم در آن سال، در تهران بزرگ چطور باید زندگی کرد و چه تحولاتی در مملکت ما به وجود آمده است؟

طبق محاسبه دقیقی که به عمل آمده، در سال ۱۴۰۰ تعداد اتومبیل در تهران به‌قدری زیاد خواهد شد که اگر مثلا یک نفر به‌طور طبیعی بخواهد از یک طرف خیابان اسلامبول به طرف دیگر برود، باید حداقل ۱۵ سال به انتظار بایستد تا چراغ قرمز چهارراه روشن گردد و اتومبیل‌ها متوقف شوند!

پر واضح است که این امر نه‌تنها کار عابرین، بلکه کار شهر بزرگی مثل تهران را مختل و فلج خواهد کرد. به این جهت مخترعین داخلی یا فرنگی وسیله‌ای اختراع خواهند نمود که انسان به‌آسانی بتواند به هوا پریده و از یک طرف خیابان به طرف دیگر برود.

این وسیله که اتوپرواز نام خواهد داشت، درست مثل اتومبیل مشمول مقررات راهنمایی می‌شود و هرکس در هوا تخلف کند، در همان‌جا او را به سینما می‌برند و از طرف اداره راهنمایی به تماشای فیلم محکومش می‌کنند!

لابد اطلاع دارید که کله یول برینری در دنیای امروز طرفدار زیادی دارد؛ ولی پیش‌بینی می‌شود که در سال ۱۴۰۰ این مدل عادی شود، چون همه سر خود را آن‌طور درست می‌کنند. منظور از لفظ همه در اینجا، زن و مرد و کودک و پیر و جوان می‌باشد و به‌طوری که در این تصویر ملاحظه می‌فرمایید، یک زن و مرد یول برینری کله کودک خود را نیز به همان شکل درآورده‌اند.

منتها چون اوایل کار است و خانم قدری خجالت می‌کشد، یک شاخه گل مریم را به وسیله یک روبان به دور کله‌اش پیچیده است که طاسی سرش معلوم نباشد.

همچنین در این پیش‌بینی‌ها آمده است که مردم آن ایام به رقص دلبستگی زیادی پیدا خواهند نمود و رقص‌هایی مانند چولاچوب که چوبی را لای چوب دیگر می‌گذارند و به وسیله آن می‌رقصند و نیز رقص بچسب و سوا نشو که مکمل رقص بچرخان و بجنبان امروز است، مد می‌شود.

بدیهی است بر اثر علاقه زیاده از حد مردم به رقص، کار و بار صفحه‌فروش‌ها سکه خواهد شد و چون در آن ایام هم مثل حالا بیکاره‌ای پیدا نمی‌شود که شاگردی مغازه‌های صفحه‌فروشی را قبول نماید، از وجود فروشنده‌های ماشینی استفاده به عمل خواهد آمد و روی تمام اجناس اتیکت زده شده.

البته اگر در آن سال عده مردها بیشتر از زن‌ها بود و یا لااقل عده هردو یکسان بود، دخترها علاوه بر ملک و اتومبیل شخصی و پارک و ویلا و سایر چیزهایی که امروز مد است، از مرد بیچاره طیاره اتمی و کشتی هیدروژنی هم می‌خواهند؛ ولی چون طبق پیش‌بینی‌هایی که به عمل آمده، در سال ۱۴۰۰ به علت جنگ و تلفات، عده مردها به یک سوم عده زن‌ها تقلیل می‌یابد، لذا دخترهای دم‌بخت برخلاف اجداد خود که روزهای چهارشنبه‌سوری از زیر توپ مروارید رد می‌شدند و به آن دخیل می‌بستند تا برایشان شوهر پیدا شود، تحمل نیاورده، بلندگوی ظریفی در دست می‌گیرند و مثل پاسبان راهنمایی، عابرین جوان و عزب‌اوغلی را امر به توقیف می‌دهند و آمادگی خود را برای ازدواج با آن‌ها اعلام می‌دارند!

بدیهی است چون عده دختران داوطلب ازدواج خیلی بیشتر از پسرهایی است که باید به تور بیفتند، لذا همیشه بر سر این کار بین دخترها منازعه می‌شود و لنگه‌کفش‌ها به‌طور اتوماتیک از پای علیامخدرات بیرون آمده و بر مغز طرف مقابل می‌خورد!