اگر در دهه ۳۰ یا ۴۰ زندگی خود باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که بدن و سبک زندگیتان نسبت به دهه ۲۰ تغییر کرده است. شاید کمرتان بیشتر درد بگیرد، عضلاتتان خشکتر شوند یا بعد از خوردن نوشیدنی، حال و اوضاع نامساعدتری داشته باشید. در مقابل، اگر هنوز در دهه ۲۰ زندگی هستید، شاید بتوانید با کمی آیندهنگری از بسیاری از این مشکلات جلوگیری کنید.
کاربری در ردیت با نام itvr از افراد ۳۰ و ۴۰ ساله پرسید: «کدام عادت بدِ بهظاهر کوچکی که در دهه ۲۰ زندگی داشتید، امروز هزینه سنگینی برایتان به همراه داشته است؟»
پاسخها نشان میدادند بسیاری از عادتهایی که در جوانی بیاهمیت به نظر میرسند، ممکن است سالها بعد پیامدهای قابلتوجهی داشته باشند.

۱. ورزش نکردن و نداشتن برنامه کششی
یکی از کاربران نوشت:
«نه اینکه بگویم هزینه خیلی سنگینی دارد؛ اما اگر اصلاً ورزش نمیکنید، حداقل یک برنامه کششی روزانه برای خودتان داشته باشید.»
— timmeedski
۲. بیتوجهی به دندانها
یکی دیگر از کاربران درباره هزینهای گفت که امروز بابت بیتوجهی به بهداشت دهان و دندان در جوانی پرداخت میکند:
«به دندانهایم رسیدگی نکردم. البته وضعیتشان فاجعهبار نیست، اما هزاران دلار برای روکش و درمانهای دیگری هزینه کردهام که اگر از همان ابتدا بهتر مراقبت میکردم، احتمالاً به آنها نیاز پیدا نمیکردم. فقط میتوانم خودم را سرزنش کنم؛ همه به من میگفتند مراقب دندانهایم باشم، اما مثل یک احمق گوش نکردم.»
— djamp42
۳. ساعتهای طولانی نشستن
یکی از کاربران نوشت:
«به خاطر شغلم و سرگرمیهایم زمان زیادی را در حالت نشسته میگذراندم. حالا به فتق و دیسکهای فرسوده در قسمت پایین کمرم مبتلا شدهام. این مسئله بسیار محدودکنندهتر از چیزی است که آن زمان تصور میکردم.»
— Nobizi
کاربر دیگری نیز تجربه متفاوتی از مقابله با مشکل کمرش داشت:
«یوگا، بهخصوص پاور فلو یا وینیاسا، کمرم را نجات داد. زمانی تقریباً نمیتوانستم بدون درد بایستم. ۱۰ سال بعد، آن مشکل کاملاً برطرف شده است. یوگا روی عضلات مرکزی بدن تمرکز دارد؛ همان عضلاتی که ستون فقرات و سایر بخشهای بدن را سر جای خود نگه میدارند.»
— papparmane

۴. تلاش بیش از حد برای راضی نگه داشتن دیگران
یکی از کاربران اعتراف کرد که people-pleasing یا تلاش دائمی برای جلب رضایت دیگران، پیامدهای جدی برایش داشته است:
«نمیتوانم تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران را یک عادت کوچک بدانم، اما قطعاً پیامدهای بسیار سنگینی برایم داشت. اعتماد سادهلوحانه و تلاش برای جلب رضایت دیگران واقعاً زندگیام را نابود کرد.»
— seeyatellite
۵. بیتوجهی به بیمه مستأجر
یک کاربر نیز از تجربهای گفت که اهمیت بیمه را برایش روشن کرد:
«هیچوقت در تمدید و حفظ بیمه مستأجریام چندان منظم نبودم. برای همین وقتی آپارتمان قدیمیام آتش گرفت، شرایط واقعاً آزاردهندهای پیش آمد.»
— GuyNamedPeesees

۶. پذیرفتن تفاوتهای عصبی بهعنوان بهانهای برای کنار گذاشتن تلاش
یکی از پاسخها به تجربه فردی مبتلا به AuDHD اختصاص داشت؛ اصطلاحی که معمولاً برای اشاره به همزمانی اوتیسم و ADHD به کار میرود.
این کاربر نوشت:
«شیفته تفاوت عصبی خودم شدم. تقریباً در همان دوره تشخیص گرفتم و کاملاً جذب فضای مربوط به AuDHD شدم. قبل از آن، در واقع مجموعهای از مهارتهای مقابلهای خوب برای خودم ساخته بودم، اما در آن فضا دیگر چنین کارهایی را انجام نمیدهید. درخواست سازگاری و شرایط ویژه میکنید، همهچیز را به روش خودتان انجام میدهید و میگویید بقیه دنیا به جهنم.»
او ادامه داد:
«چیزی که آن زمان متوجه نمیشدم این بود که دنیا هم ممکن است در پاسخ بگوید: «پس به جهنم!» برای بازگشت به مسیر درست مجبور شدم خیلی تلاش کنم تا بتوانم به چیزهایی که میخواستم برسم؛ شغلی که دوستش داشته باشم و در آن موفق باشم، تحصیلات تکمیلی، کنار آمدن با افراد نوروتیپیک، پرداخت قبضها و اینکه خانهام به یک ویرانه نامرتب تبدیل نشود.»
او در نهایت اضافه کرد:
«حالا فقط میپذیرم که بعضی چیزها برای من بسیار راحتتر از افراد نوروتیپیک هستند و بعضی چیزها بسیار سختتر. بنابراین برای کارهای دشوار انرژی بیشتری میگذارم و از انجام کارهای آسانتر لذت میبرم.»
— zazzlekdazzle
کاربر دیگری در پاسخ به این دیدگاه نوشت که خودش نیز در میانسالی تشخیص AuDHD گرفته است و با بخشی از این تجربه همدلی دارد:
«این نظر واقعاً فوقالعاده است. من هم در چند سال اخیر و در میانسالی تشخیص AuDHD گرفتم.»
او معتقد بود توصیههایی مانند «نقاب نزن، خودت باش و درخواست سازگاری کن» گاهی بیش از حد سادهسازی میشوند و ممکن است باعث شوند بعضی افراد از تلاش برای غلبه بر مشکلاتشان دست بکشند.
او وضعیت خود را به عضلهای ضعیف تشبیه کرد:
«احتمالاً همیشه با آن مشکل خواهم داشت، اما میخواهم آن را به اندازهای قوی نگه دارم که بتوانم زندگی موفقی داشته باشم. نمیخواهم اوتیسمم با بیتفاوتی و اجازه دادن به اینکه تمام زندگیام را تحت تأثیر قرار دهد، فرصتها را از من بگیرد.»
او در ادامه درباره اختلال در عملکرد اجرایی توضیح داد:
«مثلاً اختلال در عملکرد اجرایی واقعاً عذابآور است. برای خودم چند روز “بینظمی” هم در نظر میگیرم؛ شاید یک روز در هفته یا دو شب در هفته که بتوانم هر کاری که مغزم میخواهد انجام دهم، حتی اگر فقط لم بدهم و کار خاصی نکنم.»
اما در سایر روزها تلاش میکند خودش را وادار به فعالیت کند:
«روزهای دیگر حتماً با آن مبارزه میکنم و با خودم جدیتر هستم: نه، باید یکی از سرگرمیهایت را انجام بدهی، باید درس بخوانی. چون اگر با آن مبارزه نکنم، زندگیام تبدیل میشود به لم دادن روی کاناپه؛ و این واقعاً کسلکننده است.»
او همچنین گفت گاهی برای حضور در موقعیتهای اجتماعی مجبور است احساس واقعی خود را پنهان کند:
«گاهی مجبورم خودم را با شرایط وفق بدهم. هیچوقت از جمعیت خوشم نخواهد آمد؛ از جمعیت متنفرم. اما مطمئن باشید با این حس مبارزه میکنم تا بتوانم از کنسرتها و همایشها لذت ببرم.»
— PaganDreams

۷. جدی نگرفتن تمرینات قدرتی
یکی دیگر از کاربران از این گفت که ایکاش در جوانی تمرین با وزنه را جدیتر گرفته بود:
«اینکه تمرین با وزنه را آنقدر جدی نگرفتم که انگار شغل من بود. برای یک زن، از اواسط دهه ۳۰ زندگی به بعد، کاهش تدریجی و در بعضی موارد سریع استروژن میتواند از چند جهت روی بدن تأثیر جدی بگذارد.»
او معتقد است داشتن توده عضلانی مناسب از سالهای جوانی میتوانست بخشی از مشکلات بعدی را کاهش دهد:
«اگر از قبل پایه عضلانی خوبی داشتم و میتوانستم آن را حفظ کنم، احتمالاً افزایش وزن، افت سلامت استخوانها و حتی افت سلامت روانی ــ چون ورزش به بهبود خلقوخو کمک میکند ــ تا این اندازه شدید نمیشد. حالا که در اواخر دهه ۴۰ زندگی هستم، تازه دارم تلاش میکنم قوی شوم و وقتی دیگر “پیر” شدهاید، کار بسیار سختتر است.»
— Immediate-Spinach734

۸. بیتوجهی به وضعیت بدن
یکی دیگر از کاربران مشکل اصلی خود را وضعیت نامناسب بدن هنگام نشستن دانست:
«فکر میکنم وضعیت بدن. هرچه بزرگتر میشوم، زندگیام بهتر و بهتر میشود، اما ایکاش هنگام نشستن بیشتر به وضعیت بدنم توجه میکردم؛ چون صبحها قسمت پایین کمر و لگنم مثل بدن مرد آهنی خشک و بیحرکت است.»
— Nabstar
۹. بدهی کارت اعتباری و خرید برای کسب احساس خوب
یکی از کاربران گفت بدهی کارت اعتباری هنوز هم برایش دردسرساز است:
«دارم بدهی کارت اعتباریام را تا جایی که میتوانم سریع پرداخت میکنم. میدانم در نهایت همهچیز درست میشود، اما از خودم عصبانیام که آن زمان برای دریافت یک حس خوب به خرید کردن پناه میبردم.»
— ceelion92
او اکنون متوجه شده که در واقع میخواسته روی تناسب اندام و پیدا کردن شریک زندگی تمرکز کند، اما خلأ موجود را با خرید کردن و مصرف نسبتاً منظم الکل پر میکرده است.

۱۰. بهانه آوردن برای انتخاب نکردن یک مسیر شغلی
یکی دیگر از کاربران نوشت:
«برای انتخاب یک مسیر شغلی و پایبند ماندن به آن مدام بهانه میآوردم. بالاخره شغل خوبی پیدا کردهام، اما حالا که ۴۱ سالهام، تقریباً نصف همسنوسالانم در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی درآمد دارم؛ همانهایی که بلافاصله بعد از دانشگاه وارد این مسیر شدند.»
— Gooser3000
۱۱. استفاده نکردن روزانه از ضدآفتاب
یک پاسخ کوتاه اما قابلتأمل نیز به مراقبت از پوست مربوط میشد:
«هر روز روی صورتم ضدآفتاب نزدم.»
— j3rdog

۱۲. ماندن در روابط سمی
یکی از کاربران در پاسخ کوتاهی نوشت:
«تحمل کردن روابط سمی با این امید که در نهایت بهتر شوند.»
— imbigwin
کاربر دیگری تجربه شخصی بسیار تلختری را به اشتراک گذاشت:
«در ۱۹ سالگی ازدواج کردم، به دلایل اشتباه طلاق گرفتم و بار دوم با مردی بسیار ناسازگار ازدواج کردم. حالا تقریباً ۴۰ سالهام و دو بار طلاق گرفتهام. تنها بودن اشکالی ندارد، اما واقعاً بخش زیادی از جوانیام را در روابط افتضاح هدر دادم.»
او ادامه داد:
«حالا ۴۰ سالهام و فکر میکنم قرار است تا آخر عمر تنها بمانم. البته از ازدواج اولم دو فرزند فوقالعاده دارم.»
— abearmin
۱۳. نداشتن یک برنامه روزمره منظم
یکی دیگر از کاربران اهمیت روتین را چیزی دانست که دیر متوجه آن شده است:
«روتین. نمیدانستم داشتن یک برنامه منظم که با خودم و زندگیام سازگار باشد چقدر اهمیت دارد. حالا ۳۲ ساله شدهام و تازه دارم کمکم به چنین برنامهای میرسم.»
— acsinprogress

۱۴. غرق شدن در گذشته
یکی از پاسخها به تأثیر ماندن در گذشته اختصاص داشت:
«هر کاری هم بکنید، نمیتوانید چیزی را که اتفاق افتاده تغییر دهید. دهه ۲۰ زندگیام را صرف کنار آمدن با اشتباهات دوران جوانی کردم و در نتیجه بهترین سالهایم را در حال سرزنش و بیزاری از خودم هدر دادم؛ در حالی که همسنوسالانم از من جلو میزدند.»
او در ادامه نوشت:
«البته همیشه میتوان مسیر جدیدی رو به جلو ساخت، اما وقتی مدام به پشت سر نگاه میکنید، نمیتوانید آینده را ببینید.»
— OddKindheartedness30

۱۵. از دست دادن ارتباط با دوستان
آخرین پاسخ نیز به موضوعی مربوط میشد که شاید در جوانی چندان جدی گرفته نشود: حفظ روابط دوستانه.
«باید مطمئن شوید که ارتباطتان را با دوستان حفظ میکنید. این چیزی است که باید عمداً برایش وقت و انرژی بگذارید؛ وگرنه بهمرور از هم فاصله میگیرید.»
این کاربر توضیح داد که ممکن است یک روز متوجه شوید سالهاست با یکی از دوستانتان صحبت نکردهاید و حتی دیگر در شبکههای اجتماعی مشترکی حضور ندارید:
«آن موقع پیام دادن ناگهانی به او و تلاش برای زنده کردن دوباره آن رابطه، بسیار سختتر به نظر میرسد.»
این پاسخها در مجموع یک نکته مشترک دارند: بسیاری از عادتهایی که در دهه ۲۰ زندگی بیاهمیت به نظر میرسند، ممکن است چند سال بعد خودشان را به شکل هزینههای مالی، مشکلات جسمی، فرسودگی روانی یا از دست رفتن فرصتها نشان دهند.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.