تلخ ترین سکانس ها از آخرین نقش اکبر عبدی پیش چشم تمام ایران بدرقه عمو اکبر؛ وقتی دیگر نخندید

فرهنگی

اکبر عبدی… نامی که وقتی می‌آمد، انگار یک چراغ کوچک در دلِ خانه‌های ایرانی روشن می‌شد. مردی که خنده را بلد بود… اما درد را هم بلد بود. روی پرده می‌خندید، اما پشت صحنه، هزار جور رنج را بی‌صدا تحمل می‌کرد. حالا امروز، میان جمعیتی که هنوز باورشان نمی‌شود، تابوتش آرام آرام پیش می‌رود… و هر قدمش انگار یک خاطره را از دل مردم جدا می‌کند؛ خاطره‌ی کودکی‌ها، خاطره‌ی فیلم‌ها، خاطره‌ی روزهایی که با بازی‌هایش، غم‌ها برای چند دقیقه عقب می‌نشستند. صدای گریه‌ی مردم با باد قاطی می‌شود… و تهران، شهری که همیشه شلوغ و بی‌حوصله است، برای چند لحظه مکث می‌کند؛ انگار خودش هم فهمیده یکی از ستون‌های خنده‌اش فرو ریخته. اکبر عبدی امروز نمی‌خندد… اما هزاران نفر کنار خاک، دارند با گریه‌ای که از ته دل می‌آید، به او می‌گویند: ممنون که سال‌ها، وقتی حال‌مان خوب نبود، تو حال‌مان را خوب کردی. روحش آرام… و یادش، مثل همان خنده‌های بی‌تکلفش،تا سال‌ها در دل این سرزمین می‌ماند

مهم‌ترین اخبار

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.

ارسال دیدگاه

خبر مهم

بیوگرافی نیما خواننده ایرانی پس از مهاجرت + عکس کودکی و مادر و همسرش