۸ شخصیت سینمایی که حقشان اسپینآف مستقل است؛ کدام ستارهها باید جدا بدرخشند؟
در دنیای سینما، شخصیتهای فرعی زیادی هستند که پتانسیل تبدیل شدن به ستارههای مستقل را دارند؛ آیا وقت آن نرسیده که داستان آنها را جداگانه دنبال کنیم؟
اسپینآف واژه جالبی برای سینمادوستان است. البته به شرط اینکه جذاب و تماشایی باشد. همانطورکه اسپینآف باز لایتیتر از مجموعه داستان اسباببازی به موفقیت چندانی نمیرسد اسپینآف موفقی از دنیای بریکینگ بد در قالب یک مجموعه چندفصلی مخاطب زیادی جذب میکند. از این نمونههای موفق و ناموفق در این فضا زیاد مشاهده کردهایم اما شخصیتهای زیادی هم وجود دارند که نقشی فرعی یا مکمل در یک پروژه جذاب و تماشایی داشتهاند اما لایق یک حضور مستقل در فیلمی سینمایی و یا حتی سریال هستند. میخواهیم 10 شخصیت جذاب از دنیای سینما و انیمیشن را مرور کنیم که میتوانند پروژهای مستقل داشته باشند و یک فیلمساز خلاق اسپینآف خوبی از آن شخصیت بسازد.
۶۰ بازیگر برتر قرن ۲۱ فهرست جنجالی ایندیپندنت + عکس
لوتسو – داستان اسباببازی 3
از مجموعه داستان اسباببازی، باز لایتیر فضانورد دوستداشتنی این دنیا یک اسپینآف نسبتاً جذاب داشته اما به موفقیت چندانی نرسیده است. احتمالاً منطقی هم هست! داستان اسباببازی نه یک انیمیشن چندقسمتی که یک رویداد جهانی است و تبدیل به یک سبک انیمیشنی شده است. بنابراین ریسک ساخت یک اسپینآف با فضایی متفاوت آنطورکه به نظر میرسید جواب نداد. اما اگر به سراغ شرور قسمت سوم این کالکشن برویم میتوانیم تصور کنیم داستانهای خوبی برای تعریف وجود داشته باشد.
لوتسو عروسک نرم و صورتیرنگ قسمت سوم برخلاف ظاهر بانمک و بوی توتفرنگیاش، رفتارهای شرورانهای دارد و یک خبیث بدجنس است. البته این خباثت ریشه در گذشته تلخ و ماجراهای پیچیده او دارد. همین پیشینه میتواند زمینهساز یک قصه تماشایی و پراتفاق باشد. اگر قرار باشد یکی از شرورهای پنج قسمت را انتخاب کنیم قطعاً انتخاب اول باید لوتسو باشد. هیچ شخصیتی نمیتواند از لوتسو قصه بهتری برای روایت داشته باشد. حتی علاوه بر پرداختن به گذشته این شخصیت، میتوان حضور او در مهد کودک و تأسیس گروهی متشکل از چند اسباببازی و عروسک بدجنس و فعالیتهای او بعنوان یک رئیس شیطانصفت را تبدیل به فیلمنامهای با طراحی دقیق و خلاقانه کرد و انیمیشن جذابی از آن ساخت. فراموش نکنیم که سازندگان باید با وسواس بیشتری نسبت به انیمیشن لایتیر درباره این اسپینآف اقدام کنند. البته اگر روزی قصد ساخت آن را داشته باشند.
پالوما – زمانی برای مردن نیست
پالوما یکی از بهترین شخصیتپردازیهای این قسمت از جیمز باند است. شخصیتی با بازی آنا د آرماس که با توجه به روحیات و البته تواناییهایش میتواند قصههای جذابی برای مخاطبان جیمز باند تعریف کند. حضور او در فیلم کوتاه بود اما همین حضور کوتاه باعث شد مخاطبان زیادی با این کاراکتر ارتباط برقرار کنند و خواهان حضور بیشتر او در دنیای پر رمز و راز جیمز باند باشند.
پالوما با بازی آنا د آرماس، در مدت حضور کوتاهش خیلی سریع توجه مخاطب را جلب میکند: هم مهارت رزمی دارد، هم شوخطبع است و هم برخلاف بسیاری از مأموران دنیای جیمز باند، انرژی و شخصیت مستقلی دارد. نکته جالب اینجاست که فیلم بعد از معرفی و موشکافی شخصیتی ، او را از داستان خارج میکند. همین موضوع باعث شده مخاطبان زیادی احساس کنند این شخصیت میتوانست در یک فیلم مستقل، بیشتر بدرخشد. اسپینآف پالوما میتواند روی سالهای فعالیت او بهعنوان مأمور سیا در کوبا تمرکز کند؛ یک فیلم جاسوسی سریع و پرتحرک که الزاماً به جیمز باند وابسته نباشد. حتی میشد پالوما را بهعنوان قهرمان یک فرنچایز جدید معرفی کرد؛ شخصیتی که برخلاف باند، تازهنفستر و بیپرواتر است. قطعاً ساخت و پرداخت خلاقانه یک اثر مستقل درباره این کاراکتر میتواند نظر مخاطبان را جلب کند.
تئودور بگول (تی بگ) – فرار از زندان
سریال فرار از زندان یک شخصیت شرور چندشآور با رفتارهای بیمارگونه داشت. او حتی برای رفع گرسنگی همسفر خودش را کشت و سوزاند تا از گوشت آدم تغذیه کند. کار جایی جالب است که شرارتهای تی بگ فراتر از حد معمول است اما این لحظات تبدیل به ژانر اسلشر یا ترسناک نمیشود. همین نکته میتواند این موضوع را ثابت کند که شخصیت شرور مجموعه خاطرهانگیز فرار از زندان یعنی تئودور بگول ملقب به تی بگ لایق حضور در یک پروژه مستقل و یک اسپینآف جذاب و تماشایی میباشد.
تی بگ از آن دسته شخصیتهایی بود که خیلی زود فراتر از یک ضدقهرمان یا زندانی شرور قرار گرفت. گذشته پر از خشونت و محرومیت او، تصویری از انسانی را نشان میداد که در محیطی ناسالم رشد کرده و بهتدریج مرزهای اخلاقی را از دست داده است. البته این پیشینه جنایتهای او را هرگز توجیه نمیکند بلکه کمک میکند مخاطب بفهمد چگونه چنین شخصیتی شکل گرفته و چرا برای رسیدن به خواستههایش تقریباً هیچ خط قرمزی ندارد. البته ماندگاری تی بگ در سریال تا حد زیادی مدیون بازی رابرت نپر بود. او با جزئیات ظریفی مثل لحن، حرکات بدن و نگاههای منحصربهفرد، شخصیتی منفور و در عین حال تماشایی خلق کرد. نتیجه، یکی از ماندگارترین شرورهای تلویزیون بود. کاراکتری که حضورش هر بار فضای داستان را متشنج میکرد و بهراحتی نمیشد از او چشم پوشید.
آرتور شلبی – پیکی بلایندرز
در پیکی بلایندرز اگر تامی شلبی را مغز متفکر و استراتژیست خانواده بدانیم، آرتور شلبی بدون شک قلب خشن و پرآشوب آن است. شخصیتی که در نخستین نگاه ممکن است صرفاً یک گانگستر عصبی و بیرحم به نظر برسد، اما با پیشرفت داستان مشخص میشود خشونت او تنها بخشی از لایههای پیچیده شخصیتی اوست. آرتور از جنگ جهانی اول بازگشته، اما در واقع هیچوقت بهطور کامل از میدان جنگ بیرون نیامده است. خاطرات و زخمهای روانی جنگ همچنان در ذهن او حضور دارند و رفتارهای غیرقابل پیشبینیاش تا حد زیادی نتیجه همین آسیبهای عمیق هستند. همین موضوع زمینهساز قصههای ملتهب و جذاب را فراهم میکند. آرتور شلبی میتواند پروژه مستقل خود را داشته باشد و روزهای جنگ و ترومای پس از جنگ خود را روایت کند.
یکی از جذابترین جنبههای آرتور، تلاش دائمی او برای فرار از چرخه خشونت است. در مقاطع مختلف، او سعی میکند از طریق خانواده، ایمان و حتی تلاش برای ترک عادتهای مخرب، زندگی متفاوتی برای خودش بسازد. اما گذشته مدام به سراغش میآید و او را در این راه ناکام میسازد. گویی آرتور نمیداند چگونه در جهانی زندگی کند که دیگر نیازی به خشونتهای دوران جنگ ندارد. او برای آرامشدن تلاش میکند، اما همان خشم سرکوبشدهای که سالها در وجودش جمع شده، بارها دوباره کنترل زندگیاش را به دست میگیرد. همین شخصیت پیچیده که اتفاقات زیادی را تجربه کرده میتواند خودش یک سریال یا حداقل یک فیلم سینمایی پرمخاطب داشته باشد. شاید اگر خالقان پیکی بلایندرز روزی بخواهند یک اسپینآف جدی بسازند، آرتور یکی از بهترین انتخابها باشد. نه فقط برای نمایش خشونتهای بیشتر، بلکه برای روایت مردی که تمام عمر با دشمن اصلیاش یعنی خودش جنگیده است. همین وجه تراژیک است که باعث میشود شکستها و ضعفهای آرتور، گاهی بسیار بیشتر از پیروزیهایش در ذهن مخاطب باقی بمانند و یک قصه ماندگار و پرطرفدار خلق کند.
هانس لاندا – حرامزادههای لعنتی
هانس لاندا در اثر جاودانه کوئنتین تارانتینو یعنی Inglourious Basterds نمونهای درخشان از یک شرور بالفطره است. او قدرتش فقط از خشونت نمیآید؛ بلکه بخش مهمی از ترسناک بودن او به هوش، خونسردی و تواناییاش در بازیدادن انسانها برمیگردد. لاندا معمولاً پیش از اینکه دست به خشونت بزند، قربانی خود را با گفتوگو، سؤالهای به ظاهر ساده و رفتار مؤدبانه تحت فشار قرار میدهد. همین تضاد میان ظاهر متمدن و ذات بدجنس، شخصیت او را به یک شرور نمادین و بهیادماندنی تبدیل کرده است.
چیزی که هانس لاندا را از بسیاری از شرورهای مشابه جدا میکند، غیرقابل پیشبینی بودن او است. او الزاماً از روی تعصب یا خشم تصمیم نمیگیرد؛ بیشتر اوقات منفعت شخصی برایش اهمیت دارد و همین باعث میشود حتی در لحظاتی که فکر میکنیم او را میشناسیم، رفتار دیگری از خودش نشان دهد. اگر قرار باشد برای هانس لاندا یک اسپینآف ساخته شود، جذابترین مسیر احتمالاً روایت سالهای فعالیت او پیش از اتفاقات فیلم حرامزادههای لعنتی است. دورهای که میتوانست نشان دهد چگونه به چنین بازجوی باهوش و کارکشتهای تبدیل شده است. چنین فیلمی حتی میتواند بیشتر از یک اکشن جنگی، یک تریلر روانشناختی و جاسوسی باشد؛ فیلمی که محور اصلی آن نه تعداد قربانیان لاندا، بلکه ذهن پیچیده و روشهای غیرقابل پیشبینی او باشد.
لیدی ترمین (نامادری) – سیندرلا
نامادری معروف سیندرلا شاید در نسخه انیمیشنی محصول 1950 پرداخت عمیقی ندارد و صرفاً بعنوان یک ضدقهرمان یا بهتر بگوییم یک شرور بدجنس معرفی میشود. اما نسخه لایواکشن این کاراکتر در 2015 ریشه شخصیت و رفتارهای او را عمق بخشیده و به گذشته او اشاره میکند. اتفاق کوچکی که در یک لحظه روحیات لیدی ترمین را تغییر میدهد و از او انسانی بیرحم میسازد. نسخه لایواکشن سیندرلا با بازی کیت بلانشت، یک لایه مهم به این شخصیت اضافه کرد. در این نسخه، ترمین پیش از ازدواج با پدر الا، خودش بیوه بوده و دو دختر دارد. فیلم نشان میدهد که او در ابتدا لزوماً خصومتی با الا ندارد؛ اما وقتی بهطور اتفاقی میشنود که شوهر جدیدش هنوز به همسر اولش را عمیقاً حس عاشقانه دارد و خاطره او را گرامی میدارد، حسادت و تلخی در وجودش شکل میگیرد. مرگ شوهرش نیز این احساس را تشدید میکند، چرا که حتی در آخرین لحظات زندگی، بخش مهمی از توجه و محبت او متوجه الا و مادر مرحومش است.
بنابراین میتوان دلیل حسادت لیدی ترمین به الا و این روحیه شرارتبار او را درک کرد. یک اسپینآف و یک پروژه مستقل سینمایی از این کاراکتر دوپهلو و پرجزئیات میتواند جذابیتی بیمثال داشته باشد. میشود از زندگی گذشته او و دو ازدواجش قصه ساخت. مسیر تحول شخصیت لیدی ترمین میتواند بسیار جذابتر از حد تصور باشد و حضور او بعنوان نقش اصلی یک پروژه مستقل این مسیر را هموار میسازد. از طرف دیگر، انیمیشن ۱۹۵۰ عمداً توضیحی روانشناختی ارائه نمیدهد. در آن نسخه، ترمین بیشتر بهعنوان تجسم حسادت، طبقهگرایی و جاهطلبی معرفی میشود. زنی که پس از مرگ پدر الا، چهره واقعیاش را نشان میدهد و تمام توجه را صرف موفقیت دختران خود میکند. همین تفاوت میان دو نسخه، ایده یک اسپینآف را جذابتر میکند. فیلمی که بتواند گذشته لیدی ترمین را پیش از ورود به زندگی سیندرلا روایت کند و نشان دهد چه اتفاقی یک زن اشرافزاده و ظاهراً متمدن را به یک نامادری بیرحم تبدیل کرد.
شاهزاده زوکو – آواتار: آخرین بادافزار
سریال انیمیشنی آواتار: آخرین بادافزار همچنان بیرقیب است و در دنیای سریالهای چندفصلی آن هم در ژانر انیمیشن یک شاهکار بیبدیل محسوب میشود. علاوه بر اکشن بینقص و منحصربهفرد، لحظات کمدی دلپذیر و نشاطانگیز و البته هیجان غیرقابل وصف و ماجراهای خارقالعاده، نقطه قوت این سریال فراموشنشدنی، شخصیتپردازی دقیق و حسابشده آن بود. از خود آنگ گرفته تا کاتارا و ساکا از لحاظ شخصیتپردازی بدون شک بینقص و شگفتانگیز بودند و نمره قبولی کامل میگیرند. نکتهای که تمامی مخاطبان و البته منتقدان روی آن اتفاق نظر دارند. یکی از بهترین شخصیتهای این سریال، شاهزاده زوکو بود که از دشمنی با آواتار شکل گرفت و رفتهرفته دچار تغییر و تحول شد و حتی به تیم آواتار ملحق شد. اما این شخصیت مرموز و جذاب میتواند دور از دنیای آواتار، یک پروژه مستقل و جذاب داشته باشد.
همانطورکه میدانیم آواتار آنگ 100 سال از عمر خود را در کوهی یخ خواب بود. بنابراین دنیا در این 100 سال غیبت آواتار بحران و جنگهای شدیدی را تجربه میکرد که از قبیله آتش یعنی خانواده زوکو شروع شده بود. زوکو نیز تشنه قدرت بود اما پدرش او را لایق نمیدانست و بارها او را تحقیر میکرد. همین سبب شده بود زوکو روحیهای سرد و خشن داشته باشد. این پیشینه پر از ماجرا، میتواند یک قصه مستقل هیجانانگیز و تماشایی باشد. زوکو میتواند در دوران غیبت آواتار و از شروع نوجوانی وارد قصه شود و در کشمکشهای فراوان با خانواده یعنی خشونتها و بیمهریهای پدرش، سرکوبها و تحقیرهای خواهرش آزولا و البته مهر و محبت مادرش قرار بگیرد و یک داستان تماشایی و جذاب بسازد. ماجرا کم نیست، او حتی عاشق هم میشود، مادرش را از دست میدهد و ضربه روحی شدیدی میخورد، برای اثبات خود دست به هر کاری میزند و تنهایی بسیاری را متحمل میشود. حالا اگر این ویژگیهای شخصیتی را با یک داستان ملتهب هیجانانگیز در دل جنگهای قبیلهای ترکیب کنیم، میتوانیم منتظر یک شاهکار انیمیشنی دیگر در همان سبک و سیاق آواتار باشیم.
زن عکنبوتی
موردانتظارترین شخصیت دنیای اسپایدرمن، زن عنکبوتی است. این شخصیت در انیمیشن Spider-Man: into the Spider-Verse و Spider-Man: Across the Spider-Verse حضور جذاب و ماندگاری داشت. در پروژه شکستخورده مادام وب نیز حضوری کمرنگ داشت که البته به موفقیت دست پیدا نکرد درحالیکه پتانسیل آن را داشت. اما قطعاً هواداران زیادی از دنیای مارول علیالخصوص جهان مرد عنکبوتی خواهان تماشای یک فرنچایز مستقل از زن عنکبوتی هستند. چه خارج از جهان سینمایی مارول و چه همراستا با مولتیورس و دنیای به هم پیوسته این جهان خیالی! در انیمیشن مرد عنکبوتی: در درون دنیای عنکبوتی گوئن استیسی، زن عنکبوتی بود و در مادام وب، جولیا کارپینتر (که سیدنی سوئینی ایفاگر آن نقش بود) اما مهم خود زن عنکبوتی است که یک پروژه مستقل و یک اسپینآف مارولی داشته باشد. قطعاً جذاب خواهدبود و مخاطبان زیادی انتظار آن لحظه را میکشند.
حتی تام هالند و افراد دیگری این خواسته را داشتند و نوید حضور مستقل زن عنکبوتی را در سالهای آینده دادهاند اما باوجود اخبار ضد و نقیض رسانههای گوناگون هنوز چیزی قطعی نیست و خبری رسمی اعلام نشده است. هواداران زیادی حتی پا را فراتر گذاشته و بازیگر مدنظر خود را انتخاب کردهاند. برخی میگویند اما استون باید به نقش گوئن استیسی برگردد اما این بار در قامت یک ابرقهرمان به نام زن عنکبوتی! برخی آنیا تیلور-جوی را مناسب این نقش میدانند و عدهای سیدنی سوئینی را گزینه درست میدانند. نکته دیگری هم مطرح میشود، در دنیای مارول، وقتی صحبت از شخصیتهای عنکبوتی میشود، معمولاً همه نگاهها به پیتر پارکر، مایلز مورالس و در سالهای اخیر گوئن استیسی میرود. اما جسیکا درو، معروف به اسپایدر-وومن، یکی از شخصیتهایی است که با وجود سابقه طولانی در کمیکها هنوز فرصت حضور در یک فیلم مستقل را پیدا نکرده است. جسیکا از سال ۱۹۷۸ صاحب مجموعه کمیک اختصاصی خودش بوده و مارول در دورههای مختلف دوباره به سراغ داستانهای انفرادی او رفته است. بنابراین این کاراکتر با مشخصههای جذاب خود میتواند ابرقهرمان تازه مارول باشد.
مهمترین اخبار
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| حضور جذاب هدیه تهرانی در مراسم عقد الکیا عبدالرزاقی و امین زندگانی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ خانه زوج هنرمند تلویزیون(آزاده پورمختار و همسرش) در جنگ آسیب دید!
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| سفر در زمان؛ «داریوش اقبالی» در کنار «ناصر چشمآذر و ناصر فرهودی»؛ دهه 50
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| گریههای دیدنی نگار جواهریان کنار شهاب حسینی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عسل بدیعی با چادر گلگلی قبل مرگش؛ عکسی که خاطرهها را زنده کرد








دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.