رویای دیرینه انسان برای برقراری گفتوگو با گونههای جانوری، که سالها بیشتر در داستانهای علمیتخیلی دیده میشد، حالا بهتدریج به موضوعی قابل بررسی در زیستشناسی تجربی تبدیل شده است.
پژوهشگران با کمک تشخیص الگو بدون نظارت، پردازش زبان طبیعی و مجموعههای عظیم دادههای صوتی، نشانههایی از ساختارهای منظم در صداهای گونههای مختلف حیوانی پیدا میکنند. بررسی پیشرفتهای اخیر نشان میدهد هوش مصنوعی در جداسازی و شناسایی صداهای مشخص حیوانات سرعت زیادی ایجاد کرده است، اما عبور از مرحله شناسایی صداها به تعامل واقعی و دوسویه میتواند خطرهای جدی برای اکوسیستمها به همراه داشته باشد. چنین فناوریای شاید برای صاحبان حیوانات خانگی مفید باشد، ولی استفاده نادرست از آن در طبیعت ممکن است پیامدهای مخربی برای حیاتوحش ایجاد کند.
پژوهش روی کلاغها نشانههای تازهای پیدا کرده است
زیستشناسان میدانی در گذشته مجبور بودند سالها وقت صرف ثبت و دستهبندی صداهای حیوانات کنند. در اسپانیا، ویتوریو بالیونه نزدیک به سه دهه به مطالعه کلاغهای لاشهخوار پرداخت. او به همراه دانیلا کانستراری روی ۴۳ پرنده میکروفونهای بسیار کوچک نصب کرد تا صداهای آنها را در شرایط طبیعی ثبت کنند.
این پروژه هزاران ساعت فایل صوتی تولید کرد که بررسی و تفکیک دستی آنها تقریباً غیرممکن بود. پژوهشگران با استفاده از مدلهای یادگیری ماشینی توسعهیافته توسط پروژه Earth Species، فرایند شناسایی و دستهبندی صداها را در آرشیوی شامل ۱۵۰ هزار ضبط صوتی خودکار کردند.
مدل هوش مصنوعی توانست صداهای ظریف و آرامی را تشخیص دهد که کلاغها هنگام حمله پرندگان شکاری مانند بازها به محل لانه از خود تولید میکردند. این صداها ظاهراً به کلاغهای اطراف هشدار میدادند و باعث میشد آنها برای دفاع گروهی به محل حمله نزدیک شوند؛ رفتاری که میتوان آن را نوعی درخواست مشخص برای کمک دانست.

الگوریتمهای بدون نظارت همچنین قادرند تغییرات بسیار جزئی در زیر و بمی صدا، تغییرات فرکانسی و فاصلههای ریتمیک را شناسایی کنند؛ جزئیاتی که ممکن است برای گوش انسان شبیه صدای پسزمینه به نظر برسند.
پژوهشگران به ارتباط دوسویه تا سال ۲۰۳۰ امیدوار شدهاند
برخی حامیان مالی و متخصصان فناوریهای زیستآوایی معتقدند پیشرفت هوش مصنوعی، فاصله میان رمزگشایی صداهای حیوانات و برقراری ارتباط فعال با آنها را بسیار کوتاه کرده است. جرمی کولر، سرمایهگذار و یکی از حامیان مهم تحقیقات مربوط به ارتباط میان گونهها، پیشبینی کرده است که امکان ارتباط دوسویه پیش از پایان این دهه فراهم شود.
جرمی کولر گفت:
به دلیل سرعت فوقالعاده هوش مصنوعی، کاملاً اطمینان دارم که تا سال ۲۰۳۰ این رمز را کشف خواهیم کرد.
با این حال، جانورشناسان معتقدند صدا تنها بخشی از شیوه ارتباط حیوانات است. برای رسیدن به درک واقعی میان انسان و سایر گونهها، مدلهای چندوجهی باید علاوه بر دادههای صوتی و طیفنگارهای آکوستیکی، اطلاعاتی مانند وضعیت بدن، صداهای سوناری، تغییرات دیداری در رنگ، فرومونها و حرکات بسیار ظریف بدن را نیز بررسی کنند.
افرادی که روی استفاده از هوش مصنوعی برای درک حیوانات کار میکنند، امیدوارند این فناوری پیش از سال ۲۰۳۰ امکان نوعی گفتوگوی دوسویه را فراهم کند. تحقق چنین هدفی میتواند به انسان اجازه دهد اطلاعات بیشتری درباره احساسات، هشدارها و پیامهای حیوانات به دست آورد. برای رسیدن به این مرحله، پژوهشگران باید مجموعههای عظیمی از دادههای مربوط به رفتار و ارتباطات جانوری را در اختیار مدلهای هوش مصنوعی قرار دهند.
استفاده نادرست از ارتباط با حیوانات میتواند خطرناک باشد
در کنار ظرفیتهای حفاظتی این فناوری، مانند ردیابی گلههای در معرض خطر انقراض یا هشدار دادن به جانوران دریایی درباره مسیر کشتیها، اخلاقپژوهان و زیستشناسان میدانی نسبت به امکان سوءاستفاده از آن هشدار دادهاند.
پخش صداهای مصنوعی در طبیعت برای بررسی واکنش حیوانات میتواند الگوهای جفتگیری را مختل کند، ساختارهای اجتماعی و گروههای محافظتی را از هم بپاشد و فشار روانی شدیدی به جانوران وارد کند. اگر شکارچیان غیرقانونی یا شرکتهای صنعتی نیز به فناوری تولید صداهای تقلیدی دسترسی پیدا کنند، میتوانند با شبیهسازی صداهایی مانند فریادهای اضطرابآمیز مادران، صداهای مربوط به محل غذا یا هشدارهای قلمرویی، گروههای بزرگی از پرندگان یا پستانداران دریایی را با کارایی بیسابقهای به مناطق خطرناک بکشانند.
سزار رودریگز-گاراویتو، مدیر برنامه زندگی بیش از انسان در دانشگاه نیویورک، هشدار داده است: هوش مصنوعی در صورت در دسترس بودن گسترده مدلهای قابل استفاده، ظرفیت ایجاد آسیب در مقیاسی بسیار بزرگتر را دارد.
دانشمندان خواستار تعیین مرزهای استفاده از این فناوری شدهاند
رمزگشایی ارتباطات گونههای غیرانسانی میتواند یکی از مهمترین جهشهای علمی تاریخ بشر باشد و حتی نگاه انسان به فلسفه، حقوق و بومشناسی را تغییر دهد. با این حال، هوش مصنوعی زیستآوایی جنبهای دوگانه دارد.
تشخیص معنای یک صدای هشدار میتواند به پژوهشگران کمک کند جهان حیوانات را بهتر بشناسند، اما فراهم شدن امکان ساخت مصنوعی همان صداها میتواند زبان تکاملی حیوانات را به ابزاری برای فریب و کنترل آنها تبدیل کند. به همین دلیل، تا زمانی که چارچوبهای سختگیرانه بینالمللی برای امنیت زیستی و استفاده از فناوریهای تولید صدای حیوانات ایجاد نشود، تلاش برای صحبت کردن با حیوانات ممکن است در کنار دستاوردهای علمی، به ابزاری تازه برای کنترل و آسیب رساندن به حیاتوحش تبدیل شود.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.