معرفی سریال From / شب‌ها در خانه بمانید

سریال از سوی (From) به تهیه‌کنندگی برادران روسو، سبک جدیدی از هیولاها را به ما نشان می‌دهد که اصلا مشخص نیست دقیقا چه ماهیتی دارند و از کجا آمده‌اند!

چهره‌ها ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
معرفی سریال From / شب‌ها در خانه بمانید

به گزارش پلاس، در سال ۲۰۱۸، یکی از سرویس‌های یوتیوب به نام YouTube Red پروژه‌ای را آغاز کرد که بخشی از یک قرارداد کلی بین شرکت‌های Midnight Radio و AGBO از برادران روسو بود؛ پروژه‌ای که در آن جان گریفین نقش نگارش فیلمنامه و خلق آن را برعهده داشت. اما بعد از گذشت حدود ۳ سال، همه چیز تغییر کرد و سریال From (از سوی) به شبکه اپیکس انتقال پیدا کرد؛ آن هم بعد از اینکه تغییرات بزرگ و گسترده‌ای در سرویس YouTube Premium اعمال شد و به‌نوعی ماهیت آن تغییر کرد. همان ابتدا شبکه اپیکس دستور ساخت ۱۰ قسمت را صادر کرد.

قرار بر این شد که جک بندر ۴ قسمت اول آن را کارگردانی کند. از اواسط سال ۲۰۲۱ بود که تیم بازیگری کم کم به یک نظمی رسید و انسجام پیدا کرد. هارولد پرینو، ایان بیلی، ایان بیلی و کاتالینا ساندینو مورنو همان ابتدا برای ایفای سه نقش اصلی انتخاب شدند. بعدها بازیگران دیگر مانند شان ماجومدر، الیزابت ساندرز، اوری کانرد، هانا کرامی، ریکی هه، سایمون وبستر، کلویی ون لندشوت و پگاه غفوری هم به مرور به تیم پیوستند و کار خود را آغاز کردند. از جمله مواردی که باعث موفقیت سریال از سوی شد، حضور برادران روسو به‌عنوان تهیه‌کنندگان اجرایی مجموعه بود.

این دو برادر آنقدر محبوب، مشهور و کاربلد هستند که در اکثر مواقع حضور آن‌ها باعث موفقیت یک پروژه می‌شود. منتقدانی که این اثر را تماشا کرده بودند، امتیازات خیلی خوبی را برایش ثبت کردند؛ خصوصا که انگار سریال From بیشتر باب طبع منتقدان سایت راتن تومیتوز بوده است. اکثر منتقدان متفق‌القول بر این باور بودند که هارولد پرینو به‌طرز فوق‌العاده‌ای در نقش خود و داستان سریال ظاهر شده است؛ داستانی که در طی یک ماجراجویی هیجان‌انگیز و جذاب، ما را به سمت مقصدی مرموز و ناشناخته می‌برد. این سریال با داستان خود سبک دیگری از هیولاها را به ما نشان می‌دهد که شاید تا به امروز شبیه آن را ندیده بودیم.

داستان سریال From در یک شهر کوچک کابوس‌وار در وسط آمریکا جریان دارد؛ شهری عجیب که هر کسی را که وارد آن می‌شود، در خودش گیر می‌اندازد و اجازه خروج را به آن‌ها نمی‌دهد. حالا ساکنانی که در این شهر زندگی می‌کنند، مجبور هستند به هر طریقی خودشان را زنده نگه دارند و بالاخره یک راهی برای خروج و فرار از شهر پیدا کنند؛ آن هم در شرایطی که هیچ تمایلی برای ادامه زندگی در آن شهر ندارند. اما همه چیز به این آسانی‌ها هم که به نظر می‌رسد، نیست. گیر کردن در یک شهر کوچک، تنها بخشی از مشکلات این منطقه است.

علاوه‌بر ساکنان عادی و انسانی، موجودات بسیار ترسناک و شب‌خیزی هم وجود دارند که به جان این افراد میفتند و قصد جان آن‌ها را دارند. این موجودات در جنگل اطراف سکونت دارند و هیچکس از ماهیت آن‌ها خبر ندارد. آن‌ها درست مثل خون‌آشام‌ها، اصلا میانه‌ی خوبی با روز ندارند و فقط در شب و تاریکی بیرون می‌آیند. در نگاه اول، انگار که آن‌ها ترکیبی بین انسان، زامبی و روح و چیزهایی از این قبیل هستند. ظاهری انسانی دارند، مانند زامبی‌ها هستند و هیچ عجله‌ای برای رسیدن به مقصد ندارند، همچون روح سفید هستند، موقع حمله به طعمه‌ها هیولای خون‌خوار می‌شوند، هوشمندانه عمل می‌کنند و مانند زامبی‌ها احمق نیستند و خصوصیات دیگر که در ادامه از آن‌ها دیده می‌شود.

هوشمند بودن آن‌ها فقط به حرف زدن و زیرک بودنشان ختم نمی‌شود. آن‌ها توانایی خاصی دارند که می‌توانند طرف مقابل خود را متقاعد کنند و حرف خود را به کرسی بنشانند. شرایط در این شهر یا دهکده به این شکل است که مردم فقط صبح تا غروب اجازه بیرون بودن و فعالیت‌های درون شهر را دارند. زمانی‌که کلانتر با زنگوله به راه میفتد و به اصطلاح آغاز ساعت خاموشی را اعلام می‌کند، همه باید وارد خانه‌های خود شوند و در و پنجره‌ها را ببندند وگرنه دیگر آخر و عاقبتشان گردن خودشان است. بعد از آغاز تاریکی، هیولاها از جنگل بیرون می‌آیند، به سراغ خانه‌ها می‌روند و در می‌زنند.

آن‌ها با توانایی و قدرتی که دارند، رسما با روح و روان افراد بازی می‌کنند تا دست به کارهای احمقانه بزنند؛ حالا این کارهای احمقانه می‌تواند در حد نگاه کردن، خیره شدن یا نهایت حرف زدن با هیولاها باشد یا در بدترین حالت اجازه ورود به خانه که درنهایت منجر به تکه و پاره شدنشان می‌شود. هیچکس از ماهیت و طبیعت آن‌ها خبر ندارد و نمی‌داند که آن‌ها از کجا آمده‌اند؛ حتی آنهایی که سال‌های سال در این منطقه زندگی کردند. شاید براساس همان کلیشه‌ی قدیمی همه فیلم و سریال‌های ترسناک بتوان اینطور گفت که این هیولاها ممکن است همان افرادی باشند که در این دهکده مردند؛ حالا یا به مرگ طبیعی یا کشته شدن توسط هیولاهای قدیمی.

شاید این هیولاها، روح همان افرادی هستند که در دوران زنده بودنشان در این دهکده گیر افتاده بودند و حالا روحشان هم همانجا گیر افتاده است. آنطورها که فکر می‌کنید، ورود به این دهکده راحت و آسان نیست و هرکسی نمی‌تواند وارد آن شود. همان‌طور که در خود سریال هم به آن اشاره می‌شود، انگار که این دهکده، خودش افراد را انتخاب می‌کند و فقط به یک سری انسان‌های خاصی اجازه ورود می‌دهد. اگر در آمریکای میانه بودید، در جاده‌ها سیر می‌کردید و قصد رسیدن به مقصدی را داشتید اما در میانِ راه به یک تنه درخت برخورد کردید که وسط راه افتاده بود، فاتحه خود را بخوانید؛ خصوصا اگر دسته بزرگی از کلاغ‌های سیاه را در آسمان دیدید.

تبریک می‌گویم! شما حالا یک فرد منتخب هستید. بعد از دیدن این نشانه‌ها دیگر اگر خودتان را هم بکشید، نمی‌توانید از دست این دهکده فرار کنید چون بی برو و برگرد، توسط آن شهر کابوس‌وار انتخاب شدید. بعد از دیدن این درخت، مجبور می‌شوید مسیر خود را تغییر دهید تا وارد جاده‌ای شوید که بتوانید به مسیر خود ادامه دهید. اما غافل از اینکه وارد جاده‌ای می‌شوید که دیگر نمی‌توانید از آن خارج شوید و در یک چرخه بینهایت گیر میفتید و در آخر مجبورید دست از تلاش بردارید و تسلیم شوید. بعد از همه این تلاش‌ها، شما هم به یکی از همان ساکنانی تبدیل می‌شوید که در آن دهکده گیر افتادند و جان می‌کنند تا راهی برای فرار پیدا کنند.

نقد و بررسی سریال From

ین سریال به خصوص پس از پخش فصل دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت و تبدیل به یکی از عناوین پر بحث بین سریال دوستان تبدیل شد. یکی از دلایل رخ دادن این اتفاق، داستان خاص سریال From بوده و دلیل دیگری که مخاطبین را به سمت تماشای این سریال سوق می‌داد، یکسان بودن سازندگان آن با سازندگان سریال Lost بود.

همین اتفاق باعث شد تا عده زیادی دست به مقایسه این سریال با سریال Lost نیز بزنند که البته چندان مقایسه درستی به نظر نمی‌رسید. سریال From در ژانر درام، رازآلود و ترسناک تعریف شده است که در ادامه درباره آن صحبت خواهیم کرد.

From قصه یک شهر مرموز را روایت می‌کند، شهری که خروج از آن غیرممکن و ورود به آن نیز غیر ارادی می‌باشد. افراد زیادی در شهرهای محتلف مشغول رانندگی بوده‌اند که به طور ناگهانی خود را در شهری می‌بینند که هر چه سعی می‌کنند تا از آن خارج شوند موفق به انجام این کار نمی‌شوند. به عبارت دیگر تمام افراد حاضر در این شهر زندانیانی هستند که امکان خارج شدن از آن را نداشته و علاوه بر آن تهدیداتی برای جان آن‌ها نیز در این شهر وجود دارد.

اگر بخواهیم از همان فصل اول و قسمت اول شروع کنیم باید گفت سریال From شروع خوبی دارد. سریال به محض شروع سعی دارد تا موقعیت موجود را برای مخاطب آشکار کند و او را با آگاهی وارد روند سریال کند. سریال در همان ابتدا با تمرکز بر روی یک مادر و دختر کلیت شهر را برای مخاطب به تصویر می‌کشد.

دختری که پنجره را برای به ظاهر پیرزنی باز می‌کند و نتیجه آن مرگ مادر و دختر به وحشتناک‌ترین شیوه ممکن است. بنابراین سریال همان ابتدا مشخص می‌کند که باز کردن پنجره‌ها و یا بیرون ماندن در شب یک خطر بزرگ است. اما چرا این تصمیم از سوی سازندگان تصمیم درستی است؟

پس از این اتفاق با خانواده جیم آشنا می‌شویم که قرار است به زودی در این شهر مرموز گرفتار شوند. سریال می‌توانست از ورود جیم و خانواده‌اش آغاز شود اما با تصمیمی درست در ابتدا شرایط شهر را مشخص کرده تا حال مخاطب از خطری که این خانواده را تهدید می‌کند آگاه بوده و نسبت به اتفاقات اطراف این خانواده حس پیدا کند. البته که این تکنیک متاسفانه در سریال ادامه پیدا نمی‌کند.

سریال From در طول ده قسمت ابتدایی فصل اول خود سعی در معرفی این مکان شرایط و قوانین موجود در آن و البته شخصیت‌های زیاد خود دارد. باید گفت به واسطه یک ایده جذاب و توانایی در ایجاد کشش در مخاطب، سریال From در مجموع فصل اول خود عملکرد قابل قبولی دارد. به سراغ شخصیت‌ها رفته، سعی دارد مخاطب را با آن‌ها آشنا کند، در ساخت یک فضای وهم‌آلود و قرار دادن مخاطب در آن فضا نیز موفق عمل می‌کند. در پایان فصل نیز اتفاقی وجود دارد که مخاطب را تشنه فصل دوم نگه می‌دارد.

قبل از آنکه وارد فصل دوم و نقاط ضعف سریال بشویم به بخش ترسناک آن اشاره کنیم. همانطور که گفته شد در ژانر این سریال واژه ترسناک آمده است اما این به آن معنا نیست که تمرکز سریال تنها بر روی ترساندن مخاطب به هر قیمتی باشد. ترس موجود در سریال From از نظر کیفیت ترس خوبی است که در طول سریال و در متن روایت قرار دارد و مخاطب حضور یک تهدید را دائما حس می‌کند اما تعداد دفعاتی که این ترس به مخاطب یادآوری می‌شود کم است و این گاها باعث سر رفتن حوصله مخاطب می‌شود. سریال می‌توانست لحظات پر هیجان بیشتری داشته باشد تا در کنار کیفیت ترس از کمیت خوبی نیز برخوردار باشد.

درباره شخصیت‌های سریال باید گفت که سریال از تنوع شخصیتی خوبی برخوردار است که کاملا حس یک جامعه با حضور تمام مدل‌های مختلف از افراد را به خاطب می‌دهد. اما این تنوع شخصیتی در اکثر شخصیت‌ها در حد یک لیبل و برچسب مانده و چندان عمق و ابعاد مختلف پیدا نمی‌کنند.

می‌توان گفت موفق‌ترین تجربه‌های سریال در بخث شخصیت مربوط به کلانتر بوید و شخصیت مروموز ویکتور می‌باشد. از طرف دیگر با وجود اینکه تنوع شخصیتی یک جامعه را برای مخاطب تصویر می‌کند اما سریال باید سعی کند تا شخصیت‌هایش جذابیت یکسان داشته باشند که سریال From ابدا در این امر موفق نیست و برخی شخصیت‌ها در بی‌‎اهمیت‌ترین حالت ممکن برای مخاطب قرار دارند که این اختلاف در نهایت ضربه‌زننده به سریال است.

برای مثال شخصیت کریستی که پزشک شهرمان می‌باشد در ابتدای فصل دوم با نامزد خود روبرو می‌شود که در ظاهر نقطه عطف بزرگی در قصه است اما به دلیل عدم عمق و پرداخت کافی، این موضوع به اندازه‌ای که باید برای مخاطب بزرگ نمی‌باشد.

اما نقطه ضعف اصلی سریال From تعدد در معما بدون حل کردن معماهای قبلی است. سریال From اثری رازآلود است اما به اشتباه تصور می‌کند هر چه معماهای بیشتری بسازد جذاب‌تر خواهد شد. سریال از همان ابتدا معماهایی را برای مخاطب تعریف می‌کند اما هر چه سریال پیش می‌رود و به خصوص در فصل دوم هیچ خبری از حل شدن هیچ معمایی در سریال نیست.

در واقع کاراکترهای موجود در سریال تلاش خاصی برای حل معماها انجام نمی‌دهند و در مواقعی که سعی در انجام این کار دارند خود با چند معمای جدید مواجه می‌شوند. این اتفاق باعث شده است تا قصه و روایت سریال From در طول جلو نرفته و مدام عرض بیشتری پیدا کند که باعث کلافگی مخاطب می‌شود.

شیوه‌ای که سریال From در فیلمنامه خود پیش گرفته است ندادن اطلاعات به مخاطب است که کلیت سریال را تبدیل به یک علامت سوال بزرگ کرده است. قطعا یک اثر رازآلود باید دارای رمز و راز باشد اما این رازها و معماها و پیچیدگی باید ساخته شوند، اما سریال From به جای ساختن آن‌ها به مخاطب هیچ اطلاعاتی نمی‌دهد و مدام معماهای جدیدی را معرفی می‌کند و این تنها سواستفاده از مخاطب در فیلمنامه است و این ندادن اطلاعات از جایی به بعد مخاطب را ناامید و سردرگم خواهد کرد.

فیلمنامه سریال From گاها به سمت کشدار شدن نیز می‌رود. این موضوع به وضوح مخصوصا در فصل دوم قابل مشاهده است. جایی که سریال تمام اتفاقات مهم خود را رها می‌کند و به طور کلی قصه را به جای دیگری می‌برد. این رفتار، مهم بودن آن اتفاقات را از بین می‌برد.

به طور مثال در پایان فصل اول جیم از طریق بی‌سیم با شخصی مرموز ارتباط می‌گیرد که کاملا او را می‌شناسد. اما تا چند قسمت آینده سریال به این اتفاق نپرداخته و خود کاراکتر نیز جمله‌ای از این اتفاق مهم را برای کسی تعریف نمی‌کند، تا زمانی حداقل سه الی چهار قسمت از آن اتفاق گذشته باشد.

یا در موردی دیگر شخصیت تابیتا پس از ریزش خانه به زیر شهر رفته و اطلاعات جالبی را بدست می‌آورد که دوباره تا چند قسمت درباره آن‌ها حرفی نمی‌زند. شخصیت جید مدام نمادی را در خیال خود می‌بیند که متوجه می‌شود آن نماد عینا در غازهای زیرزمینی وجود دارد اما دو الی سه قسمت طول می‌کشد تا برای رسیدن به پاسخ به آنجا برود. تمام این مسائل و دیگر موارد مشابه که کم نیز نیستند تا جایی قابل قبول هستند، اما From در آن‌ها زیاده‌روی می‌کند و بی‌جهت سعی دارد تا خود را به فصل‌های بعدی برساند.

تمام این مسائل می‌توانند مشکل بسیار بزرگی را برای این سریال به وجود آورند و آن هم پاسخ دادن به تمام این ابهام‌ها به صورت ناگهانی می‌باشد. باید دید آیا From اصطلاحا جمع می‌شود یا خیر.

اما از قسمت معمایی فیلمنامه که فاصله بگیریم باید گفت سریال From در بخش درام خود اصلا موفق نیست. این عدم موفقیت در روایت، در بازی‌ها و در دیالوگ‌ها وجود دارد. برای اثبات این قضیه تنها روند ازدواج و عشق بین الیس و فاطمه را به یاد آورید.

از طرف دیگر From دست به روایت موازی زده است و سعی دارد تا در یک زمان چند روایت مختلف را پیش ببرد. در کل روایت موازی کار بسیار مشکلی است و From نیز در حفظ جذابیت روایت‌هایش موفق نیست. برخی بسیار جذاب هستند و برخی بسیار حوصله‌سربر، کش آمده و بیهوده و در نهایت این روایت موازی گاها شلخته و پراکنده می‌شود.

منبع: نمابان

فرشته نظری
فرشته نظری نویسنده

مهم‌ترین اخبار

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.

ارسال دیدگاه

خبر مهم

عکس| آیت الله سیدمجتبی خامنه ای در مکانی باورنکردنی