راز زندگی مردی که ۱۲ سال با گرگها در کوهستان; زیست و در ۸۰ سالگی چشم از جهان فروبست + عکس
مارکوس رودریگز پانتوخا، معروف به موگلی اسپانیا، پس از سالها زندگی در انزوای کامل و همراهی با گرگها، در سن ۸۰ سالگی درگذشت؛ قصهای که همچنان ذهنها را به خود مشغول میکند.
مارکوس رودریگز پانتوخا، مرد اسپانیایی که به «موگلی اسپانیا» شهرت داشت، در ۸۰ سالگی درگذشت. او ادعا میکرد از هفتسالگی از جامعه انسانی دور بوده و سالها در کوهستان و در کنار گرگها زندگی کرده است.
۶۰ بازیگر برتر قرن ۲۱ فهرست جنجالی ایندیپندنت + عکس
کودکی مارکوس در کوهستان
مارکوس در سال ۱۹۴۶ به دنیا آمد. مادرش زمانی که او سه سال داشت از دنیا رفت و پدرش پس از آن دوباره ازدواج کرد. مارکوس بعدها ادعا کرد که نامادریاش او را آزار میداد.
خانواده او در فقر زندگی میکردند. پدرش نیز مارکوس را برای کار نزد یک بزچران در کوهستان فرستاد یا به گفته برخی منابع، او را در ازای دریافت پول به این مرد سپرد. با مرگ ناگهانی آن مرد، مارکوس که حدود هفت سال داشت، در کوهستان تنها ماند و زندگی در طبیعت را آغاز کرد.
او سالها بعد تعریف کرد که یک گرگ ماده از او مراقبت میکرد. مارکوس درباره آن روزها گفته بود:
بعد از اینکه گرگ ماده به تولههایش غذا میداد، یک تکه گوشت برای من میانداخت.
مارکوس گوشت را برمیداشت و میخورد، اما در ابتدا تصور میکرد گرگ میخواهد به او حمله کند. با این حال، حیوان زبانش را بیرون آورد و شروع به لیس زدن او کرد. مارکوس بعدها گفت:
بعد از آن، من یکی از اعضای خانواده شدم.
او همچنین ادعا میکرد گرگ ماده راه پیدا کردن توت، قارچ و دیگر مواد غذایی را به او یاد داده بود. به گفته مارکوس، گرگها گاهی برای او تکههای گوشت میآوردند و در پیدا کردن غذا به او کمک میکردند.
زندگی مارکوس در طبیعت فقط به گرگها محدود نمیشد. او حتی یک مار را بهعنوان حیوان خانگی نگهداری میکرد و به آن شیر بز میداد.
بازگشت به جامعه در ۱۹ سالگی
این زندگی در سال ۱۹۶۵ پایان یافت. نیروهای گارد مدنی اسپانیا در منطقه کوهستانی سیرا مورنا، مارکوس ۱۹ ساله را پیدا کردند.
مأموران او را در حالی دیدند که پابرهنه و نیمهبرهنه روی چهار دستوپا در کوهستان حرکت میکرد. دستها و پاهای مارکوس نیز به دلیل سالها زندگی در طبیعت، پینههای ضخیمی داشت.
او در پاسخ به پرسشهای مأموران صحبت نمیکرد و به جای کلمات، صداهایی شبیه غرغر و صداهای حیوانی از خود درمیآورد. شرایط مارکوس مأموران را شگفتزده کرده بود و آنها نمیدانستند این نوجوان چگونه توانسته سالها بهتنهایی در طبیعت زندگی کند.
انتقال او به شهر نیز آسان نبود. مارکوس تلاش میکرد مأموران را گاز بگیرد و در نهایت آنها مجبور شدند دستها و دهان او را ببندند.
پس از بازگشت مارکوس به جامعه، پدرش نیز او را دید؛ مردی که هرگز به دلیل آزار فرزندش تحت پیگرد قانونی قرار نگرفت. واکنش پدر عجیب بود. او تنها درباره ژاکت خودش صحبت کرد و گفت پسرش دیگر ژاکت او را ندارد.
زندگی دشوار در دنیای مدرن
مارکوس پس از سالها زندگی در طبیعت، برای سازگاری با جامعه مدرن مشکلات زیادی داشت. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۸ گفت حیوانات را بیشتر از انسانها دوست دارد و شادترین سالهای زندگیاش همان دوران حضور در طبیعت بوده است.
او درباره نخستین تجربههایش از زندگی در جامعه انسانی به بیبیسی گفت:
نمیتوانستم با این همه سر و صدا، ماشینها و آدمهایی که مدام به این طرف و آن طرف میرفتند کنار بیایم. مثل مورچههایی بودند که به هر طرف میرفتند.
مارکوس ادامه داد:
اما حداقل مورچهها همگی در یک جهت حرکت میکنند. مردم به همه طرف میرفتند. من هنگام عبور کردن از خیابان میترسیدم.
درک بسیاری از جنبههای زندگی مدرن نیز برای او دشوار بود. برخی افراد به دلیل ناآشنایی مارکوس با فوتبال و سیاست روز او را مسخره میکردند.
زندگی کاری هم شرایط بهتری نداشت. مارکوس به دلیل سادگی و ناآشنایی با مناسبات اجتماعی، بارها از سوی همکارانش مورد سوءاستفاده قرار گرفت. او میگفت برخی افراد از او پول میگرفتند یا سرش کلاه میگذاشتند.
تلاش برای بازگشت به گرگها
با گذشت چندین دهه، مارکوس همچنان ارتباط عاطفی عمیقی با حیوانات داشت. او بارها از علاقه خود برای بازگشت به طبیعت صحبت کرد؛ با این حال، دیگر امکان بازگشت به گله گرگهایی که دوران کودکیاش را در میان آنها سپری کرده بود، وجود نداشت.
مارکوس در گفتوگو با روزنامه ال پائیس درباره تلاش برای نزدیک شدن دوباره به گرگها گفته بود:
میتوانی بفهمی که آنها همان نزدیکی هستند. صدای نفس کشیدنشان را میشنوی و مو بر تنت سیخ میشود، اما دیدنشان به این آسانی نیست.
او در ادامه گفت:
گرگها آنجا هستند و اگر صدایشان کنم، جوابم را میدهند، اما دیگر به سمت من نمیآیند.
مارکوس معتقد بود گرگها دیگر مانند گذشته او را نمیپذیرند، زیرا بوی انسان میدهد و از عطر استفاده میکند.
با وجود این، او در سالهای بعد همچنان رابطه خود را با حیوانات حفظ کرد. تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از مارکوس نیز او را در حال برقراری ارتباط با گرگها و تقلید صدای زوزه آنها نشان میدهد.
داستان مارکوس در سینما و پژوهشهای دانشگاهی
داستان زندگی مارکوس در سراسر جهان توجه زیادی را به خود جلب کرد. زندگی او حتی موضوع یک رساله دکتری قرار گرفت و در سال ۲۰۱۰ نیز فیلمی با عنوان میان گرگها (Among Wolves) درباره زندگی او ساخته شد.
مارکوس رودریگز پانتوخا سرانجام در ۱۵ اوت ۲۰۲۶، در ۸۰ سالگی درگذشت؛ مردی که بخش بزرگی از کودکی و جوانی خود را دور از جامعه انسانی و در دل طبیعت سپری کرد.




مهمترین اخبار
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| حضور جذاب هدیه تهرانی در مراسم عقد الکیا عبدالرزاقی و امین زندگانی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ خانه زوج هنرمند تلویزیون(آزاده پورمختار و همسرش) در جنگ آسیب دید!
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| سفر در زمان؛ «داریوش اقبالی» در کنار «ناصر چشمآذر و ناصر فرهودی»؛ دهه 50
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| گریههای دیدنی نگار جواهریان کنار شهاب حسینی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عسل بدیعی با چادر گلگلی قبل مرگش؛ عکسی که خاطرهها را زنده کرد

دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.