راز پردیسان تهران؛ بهشتی که آرام آرام از یادها پاک میشود!
پارک پردیسان تهران که زمانی محل بازی و شادی کودکان بود، حالا با چهرهای متفاوت و جمعیتی ناهمگون، قصهای عجیب از تغییرات شهری و حذفشدگان را روایت میکند.
پلاس و به نقل از برترینها: وارد پارک پردیسان که میشوم، دو دختر جوان توجهم را جلب میکنند. آنها گوشهای از پارک مشغول ورزش هستند.
چند دقیقه به اطراف نگاه میکنم. ناگهان آخرین تصویر جدیام از پردیسان به سالهای کودکی برمیگردد. همان پارکی که با اردوهای مدرسه میشناختم. حالا اما به جای صف بچهها، آدمهایی را میبینم که هرکدام هدف متفاوتی دارند.
پردیسان؛ یک پارک با دو زندگی متفاوت
دو سه دهه گذشته و پردیسان هم همراه تهران تغییر کرده است. صبحها، فضای پارک بیشتر ورزشی به نظر میرسد. هدست، شلوار لگ، کفش ورزشی و بطری آب بخش زیادی از منظره را تشکیل میدهند.
شب که میشود، تصویر کاملاً تغییر میکند. خانوادهها، اسکیتبازها و دستفروشها بیشتر دیده میشوند. چای و خوراکی هم جای خودشان را در فضای پارک پیدا میکنند.
صبح، طناب و دویدن بیشتر به چشم میآید. شب، قدمزدن و گپزدن جای آنها را میگیرد. همین تفاوت باعث میشود پردیسان شبیه دو پارک جداگانه به نظر برسد.
موسیقی صبحگاهی پردیسان

صدای نفسهای تند دوندهها در فضای پارک میپیچد. برخورد کفشها با آسفالت هم بخشی از این صداست. گاهی زنگ دوچرخهها نیز این سکوت نسبی را میشکند.
آدمها کمتر با یکدیگر حرف میزنند. بیشتر آنها در دنیای خودشان هستند. یکی به ساعت هوشمندش نگاه میکند. دیگری سرعت دویدن خود را تنظیم میکند.
برخی افراد نیز بعد از چند دور پیادهروی، گوشهای میایستند و حرکات کششی انجام میدهند.
پردیسان حالا محل شکلگیری گروههای ورزشی مختلف است. برخی باشگاهها نیز صبحها در پارک عضوگیری میکنند. بخشی از مراجعهکنندگان برای ورزش و حفظ تناسب اندام به اینجا میآیند.
وقتی پردیسان شب میشود
شبها فضای پارک حالوهوای دیگری پیدا میکند. خانوادهها حضور بیشتری دارند. کودکان جلوتر از والدین راه میروند یا میدوند.

اسکیتبازها در مسیرها حرکت میکنند. دستفروشها نیز بساط خود را برپا میکنند. چای، خوراکی و زیرانداز هم بخشی از تصویر شبانه پردیسان هستند.
همان مسیری که صبح محل دویدن است، شب به مسیر قدمزدن تبدیل میشود. مردم آرامتر حرکت میکنند و برای گپزدن وقت بیشتری دارند.
سرعت آدمها نیز در شب تغییر میکند. کمتر کسی عجله دارد. بعضیها روی نیمکتها مینشینند. گروهی دیگر زیر نور چراغها مشغول خوردن و نوشیدن هستند.
دو سبک زندگی در یک پارک
پردیسان صبحها مرتبتر و یکدستتر به نظر میرسد. بیشتر افراد با لباس ورزشی و هدف مشخص وارد پارک میشوند.
جوانانی از محلههای اطراف، با هدفون و لباس ورزشی در مسیرها حرکت میکنند. آنها بخشی از سبک زندگی خود را در فضای پارک به نمایش میگذارند.
شب اما این یکدستی از بین میرود. سن، لباس و هدف آدمها تنوع بیشتری پیدا میکند. پارک در تاریکی انگار فضای بیشتری برای پذیرفتن گروههای مختلف دارد.
حتی نوشیدنیهای مردم هم در این دو زمان متفاوت است. صبحها بطری آب و نوشیدنیهای بدون قند بیشتر دیده میشود. شبها چای، نوشابه و خوراکی سهم بیشتری از منظره دارند.
صبح، فروشنده قهوه بخشی از فضای پارک است. شب، دستفروشها بیشتر به چشم میآیند. حتی میتوان سبک زندگی برخی افراد را از روی چیزی که در دست دارند حدس زد.
پردیسان؛ پاتوقی برای آدمهای مختلف
فقط چند ساعت کافی است تا حالوهوای پارک تغییر کند. پردیسان صبح یک تصویر دارد و شب تصویری دیگر.
کسی که فقط صبح به پارک میرود، احتمالاً آن را مکانی برای ورزش میبیند. فردی که شب به پردیسان سر میزند، شاید آن را یکی از پاتوقهای تهران بداند.
حالا هر دو تصویر را کنار هم میبینم. میان این دو تصویر، داستانهای زیادی جریان دارد.
شاید به همین دلیل بتوان پردیسان را «پارک حذفشدهها» هم نامید. آدمهایی که پاتوقهای قدیمیشان را یکییکی از دست میدهند، به چنین فضاهایی پناه میآورند.
وقتی پاتوقهای قدیمی از بین میروند
بخشی از کافهها و مغازههایی که زمانی در مسیر روزمره مردم قرار داشتند، تغییر کردهاند. برخی نیز دیگر خدمات حضوری گذشته را ارائه نمیدهند.
برای نمونه، اگر بستنیفروشی ژلاتو دیگر امکان نشستن و سرو حضوری مانند گذشته را نداشته باشد، یک سؤال شکل میگیرد. آیا این فقط یک تصمیم تجاری است یا نشانه تغییر پاتوقهای شهری؟
پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد. با این حال، یک واقعیت قابل مشاهده است.
آدمها وقتی یک پاتوق را از دست میدهند، معمولاً جای دیگری برای جمع شدن پیدا میکنند. شاید پردیسان یکی از همین جایگزینها باشد؛ جایی که صبحها ورزشکاران را دور هم جمع میکند و شبها خانوادهها و دوستان را.

مهمترین اخبار
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| حضور جذاب هدیه تهرانی در مراسم عقد الکیا عبدالرزاقی و امین زندگانی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ خانه زوج هنرمند تلویزیون(آزاده پورمختار و همسرش) در جنگ آسیب دید!
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| سفر در زمان؛ «داریوش اقبالی» در کنار «ناصر چشمآذر و ناصر فرهودی»؛ دهه 50
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عکس| گریههای دیدنی نگار جواهریان کنار شهاب حسینی
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ عسل بدیعی با چادر گلگلی قبل مرگش؛ عکسی که خاطرهها را زنده کرد


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.