همه چیز درباره فیلم Good Luck, Have Fun, Don’t Die؛ آینده‌ای که هم امیدبخش است و هم هولناک!

با اتصال هوش مصنوعی GPT به حساب‌های بانکی، فناوری با سرعتی سرسام‌آور به سمت آینده‌ای پیش می‌رود که می‌تواند زندگی انسان‌ها را متحول یا تهدید کند؛ آیا آماده مواجهه با این تغییرات هستیم؟

فرهنگی 6 روز پیش
همه چیز درباره فیلم Good Luck, Have Fun, Don’t Die؛ آینده‌ای که هم امیدبخش است و هم هولناک!

به گزارش پلاس، به تازگی بود که خبر اتصال جی پی تی به حساب‌های بانکی را شنیدیم. این روزها هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال پیشرفت است و کم کم دارد به سمت‌و‌سویی می‌رود که همچون یک قطار فرست کلاس ژاپنی به سرعت به سمت آینده‌ای حرکت می‌کند که بیش از آنکه تنها پیشرفت برای نسل انسان به دنبال داشته باشد می تواند آینده‌ای هولناک و پیش‌بینی ناپذیر هم رقم بزند، و یک دفعه به خودمان بیایم و ببینیم که کار از کار گذشته است.

گور وربینسکی، کارگردانی که آثار متمایز و به یاد ماندنی همچون The Ring, Pirates of the Caribbean ,Rango و…. ساخته است، در فیلم جدید خود Good Luck, Have Fun, Don’t Die مسئله AI را دست‌خوش پرداخت قرار می‌دهد. و در این زمانه که AI با سرعتی بیش از پیش در حال پیشرفت است چه ایده‌ای بهتر از این برای ساخت یک فیلم.

داستان از جایی شروع می‌شود که یک نفر که شبیه بی‌خانمان‌های عجیب و غریب می‌ماند وارد رستورانی در لس آنجلس می‌شود، و می‌گوید که از آینده‌ای دیستوپیایی آمده است. او شروع به سخنرانی برای مردم می‌کند، و سعی می‌کند با هر ترفند ممکن گروهی برای خود دست‌و‌پا کند.

او از آینده آمده و می‌داند که قرار است چه اتفاقات مخربی برای نسل انسان رقم بخورد. هدف او این است که جلوی یک بچه نُه ساله که به نوعی یک نابغه در زمینه AI است، و کارش می‌تواند یک فاجعه رقم بزند، و کاری کند AI بدتر از چیزی که هست، بشود و کنترل و اشراف کامل روی زندگی انسان را داشته باشد بگیرد. گروهی که معلوم نیست برای بار چندم است که پس از هر بار تلاش در راه هدف خود، که نصب یک بدافزار روی سیستمی است که این بچه با آن کار می‌کند شکست می‌خورد.

گور وربینسکی در Good Luck, Have Fun, Don’t Die با طنز تلخی صریح ایده‌ها و مضامین فیلم را بیان می‌کند. هنرنمایی سم راکول و گروه بازیگران در همذات‌پنداری مخاطب با فیلم و ایده‌هایش خوب عمل کرده است. طنز تلخ فیلم بسیار صریح است. وربینسکی خواسته پیام و هشدارش را شفاف و محسوس بدهد.

این طنز تلخ اما با اینکه در اوایل فیلم خوب عمل کرده اما در ادامه و میانه آن افت کرده و دوباره در بخش سوم و پایانی فیلم به چشم می‌آید. حرفم این است که این طنز تلخ در سراسر اثر جاری نیست، و آن طنز تلخی که ما در اثری مانند Fargo سراغ داریم اینجا دیده نمی‌شود. اما فیلم از این نگاه قوی عمل کرده که توانسته بین درام و طنز تلخش اتصالی قوی برقرار کرده و در کل Good Luck, Have Fun, Don’t Die پی رنگ قوی داشته باشد.

از این جهت که فیلم تمام‌و‌کمال به زندگی شخصیت‌های گروه سم راکول می‌پردازد. Good Luck, Have Fun, Don’t Die شخصیت پردازی قوی دارد و در سراسر فیلم با پرداختن به زندگی کاراکتر‌ها، فلش‌بک زدن به گذشته آن‌ها، در زمینه پیوند زدن مسیر این شخصیت‌ها و چرایی حضور آ‌ن‌ها در گروه سم راکول منسجم عمل کرده است. در واقع وربینسکی شخصیت‌هایش را سرسری نگرفته. گروه سم راکول از ناکجاآباد گرد هم نیامده‌اند. وربینسکی به هر کدام دلیلی برا بودن در این گروه و توقف فاجعه غریب‌الوقوع هوش مصنوعی داده است.

اینگرید که یک شخصیت مرموز و عجیب اما دوست‌داشتنی است. سوزان مادری داغ‌دیده که جونو تمپل با توجه به ذات طنز تلخ و تراژدی فیلم توانسته به کلی از پس نقش بربیاید و شخصیت‌های جونا و مارک که با اینکه بازیگران خوبی هستند و اکت خوبی هم در فیلم دارند، ایده حول محور حضورشان در فیلم کمی کلیشه‌ای است. ایده نوجوانانی که به گوشی و سوشال مدیا اعتیاد دارند آنچنان قوی از آب در نیامده .

در عوض وربینسکی در Good Luck, Have Fun, Don’t Die توجه ویژه‌ای به شخصیت سوزان و مخصوصاً اینگرید داشته. که شخصیت سوزان با اینکه به عنوان اولین نفر همراه سم راکول می‌شود، اما یک همراه دروغین است و خودش هم حتی این را نمی‌داند. سبک بصری چشمگیر فیلم و نماهای حرفه‌ای و متمایزی که توسط وربینسکی گرفته شده، به همراه موزیک‌های پر انرژی همچون الکترونیک، و تم‌هایی حماسی کاملا به اثر حال‌و‌هوایی مدرن داده که با مضمون و ماهیت فیلم همخوانی دارد.

در حالت کلی فیلم از نظر تصویری و اکشن پرتحرک است که از این جهت وربینسکی به Good Luck, Have Fun, Don’t Die جنبه‌ای سرگرم‌کننده داده است. جدا از اینکه تمام بازیگران اصلی اکتینگ خوبی دارند و سرشناس هستند، هنرنمایی کم‌نظیر سم راکول کاملا به چشم می‌آید. بازیگری او را از زمان فیلم The Green Mile به یاد دارم. که بازی محشری در آنجا ارائه داد. سم راکول در پروژه‌ها و کارهای مستقل بیشتر فعالیت دارد و اینجا هم توانسته نقش خود را به خوبی بازی کند و تا جایی که حافظه یاری می‌کند، در هر فیلمی حضور داشته یک لول سطح فیلم را بالا برده.

شخصیت اینگرید در فیلم مهم است. جدا از فاجعه‌ای که در جهانشان اتفاق افتاده، از نوجوانان دبیرستان که نمی‌توانند سرشان را از گوشی بردارند، تا کلون‌سازی افراد با استفاده از دی ان ای آن‌ها. یا هدست‌های واقعیت افزوده‌ای که دیگر فرق چندانی با واقعیت ندارند و افراد را ترغیب می‌کند تا در جهانی مجازی زندگی کنند. او دچار بیماری زمینه‌ای است که به تکنولوژی و موبایل و تجهیزات الکترونیکی حساسیت دارد. در چنین فاجعه‌ای همچین چیزی واقعن هم دور از ذهن نیست. اما این شخصیت یک وجه رازگونه به همراه دارد که در واقع زمینه‌ساز اصلی حضور اوست که در ادامه برایتان می‌گویم.

در واقع موضوع در فیلم فقط AI نیست . موضوع مربوط به خدایی شر است که در پایان فیلم توهم پیروز شدن را به بقیه شخصیت‌ها می‌دهد، و در واقع تمام مسیر سم راکول و گروهش از پیش توسط این خدای شر تشخیص داده شده بود و برای همین حتی آرزوی دیرین سم راکول که تماشای غروب خورشید به همراه مادرش بود هم توهمی بود که از ابتدا این خدای شر به او داده بود. خدای شری که از طریق AI و در فرم و بافتی نوین می‌خواهد، اهدافش را که تغذیه از تمامی ساکنین آن است پیش ببرد، که اگر با عرفان آشنایی داشته باشید حرف‌هایم را به خوبی درک می‌کنید. آن وجه رازگونه‌ی شخصیت اینگرید که زمینه ساز حضور اوست در واقع تجلی او به عنوان مادر الهه در کالبد انسانی است.

که در تقابل با این خدای شر است که در قالب یک بچه متجلی شده است. و این بچه بودن این خدای شر هم اشاره‌ای به این است که او همه چیز را به بازی گرفته و به سیرک خود تبدیل کرده. و جهان را بازیچه خودش کرده است. اینطور بگویم که سم راکول در مقام انسانی که برای فرار از واقعیت موجود با اراده خویش و به مثابه شخصیتی اسطوره‌ای به مانند پرومتئوس دست به قیام و طغیان می‌زند. اما خدای فریبکار فیلم به مسیر‌ها اشراف دارد و برای همین است که بیش از ۱۰۷ بار است که سم راکول شکست خورده است. و شخصیت اینگرید در مقام الهه مادری قرار گرفته که به حقیقت آگاه است و در این مسیر هم شاید از همه بیشتر رنج کشیده است. در پایان هم می‌بینیم که او و سم راکول هستند که فقط به حقیقت آگاه هستند.

و انسان‌ها به توهم خوشی فرو رفته‌اند. در پایان همه به جز او و راکول شاد و خوشحال‌اند. اما این شادی و خوشحالی آن‌ها سرابی بیش نیست و از توهم آن‌ها ناشی می‌شود. این چیزی است که اینگرید و سم راکول آن را فهمیده‌اند. اما بقیه در خوابی عمیق به سر می‌برند. AI فقط یک بهانه است که وربینسکی آن را دست‌خوش پرداخت قرار داده که به مسئله‌ای بپردازد که در جهان ما قدمتی دیرینه دارد. فیلم درست است سرگرم کننده است و با صراحت به AI می‌پردازد و از موزیک‌های الکترونیکی و صحنه‌های پر زرق‌و‌برق در آن استفاده شده اما در پس پرده‌اش پیامی عمیق دارد. که وربینسکی به شکل امروزی و مدرن در حال بیان آن است. مسائلی که چه بهتر به صورت امروزی بیان شوند. چون جهان مدام در حال تغییر است. همانطور که ما مدام در حال تغییریم.

نمره نویسنده: ۸/۱۰

منبع: نمابان

مژگان نبوی
مژگان نبوی نویسنده

مهم‌ترین اخبار

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.

ارسال دیدگاه

خبر مهم

دکوراسیون خانه شیک پردیس احمدیه / از بالکن بزرگ تا گلخانه سرسبز خانگی