اشکهای خانم بازیگر سرازیر شد…
روایت تکاندهنده هلیا امامی از لحظهی ناباورانهی درگذشت پدرش
«خاک سرد نیست… هنوز داغم. هنوز نمیتونم باور کنم.»
«بعضی زخمها هیچوقت خوب نمیشن… فقط یاد میگیری باهاشون نفس بکشی.»
دکتر، مثل یه جسم بی روح و بی احساس گفت:
🗣 «پدرت فقط دو ماه دیگه زندهست…»
اما اون دو ماه، شد دو ماه عشق 💞
دو ماه زندگی با پدری که مثل یه دوست صمیمی، همیشه کنارش بود
اما زندگی، بیرحمانهترین صحنهش رو براشون اجرا کرد 🎬💔
هلیا باوره داره:
✨ آدمها برای عبور از تاریکیها آفریده شدن…
این مصاحبه، فقط یه گفتوگو نیست…
یه دلنوشتهست از دختری که با عشق پدر، هنوز نفس میکشه و ادامه میده
بدون دیدگاه