ماجرای داستان خر ملا و هزار قضاوت چیست؟؛ خر ملا و دهن مردم، هر دو بیمهار
روزی ملانصرالدین زنش را برداشت تا برای خرید به شهر بروند. ملا سوار خرش شد و زنش در کنار آنها به راه افتاد. وقتی به روستای اول رسیدند مردمی که نشسته بودند…..
پس از مدتی به روستای دوم رسیدند. مردم با دیدن آنها گفتند: پیرمردی با این سن و سال پیاده و زنش سوار خر است چه پیرمرد زن زلیلی ؟ زن خجالت هم نمی کشد.
داستان خر ملا و هزار قضاوت
ملا وقتی حرف آنها را شنید فکری کرد و د ید راست می گویند .برای حل مشکل تصمیم گرفت خودش هم سوار خر شود تا حرف مردم هر دو روستا را تایید کند! باز به راه افتادند و به روستای سوم رسیدند. مردم با دیدن آنها گفتند: وای بیچاره خر!! دو نفر سوار یک خر نحیف شده اند. چه آدمها ی پستی. مال خجالت کشید و از خر پیاده و شد و زنش را نیز پیاده کرد و به راه افتادند.

به روستای چهارم که رسیدند همه به خنده افتادند!!! روستاییان گفتند آن دو احمق را ببین! خر دارند ولی هر دو پیاده اند. یکی گفت: خدایا به احمق ها عقل عطا بفرما!! و مردم نیز گفتند: آمین!!! هر کار ی بکنیم مردم همیشه برایمان حرف در می آورند…
مهمترین اخبار
- وکیل منوچهر هادی: فیلم تراشه آماده است اما تهیهکننده تعهداتش را انجام نداده ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
- قیمت ساعتهای میلیون دلاری بازیگران همه را شوکه کرد؛ نیما شعباننژاد رکورد زد ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
- بازیگران ایرانی که نقش معتاد بازی کردن؛ کدام یک واقعی تر بود؟ ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
- تغییر بازیگران زیر آسمان شهر پس از ۲۴ سال؛ چقدر عوض شدند ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
- نیکی کریمی و نظام الدین کیایی در شوت پایان؛ سال ۹۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۱

بدون دیدگاه