سه نفر امروز برای پسر حاتمی‌کیا از شدت هیجان غش کردند!

روزنامه فرهیختگان با نگاهی متفاوت به پسر ابراهیم حاتمی‌کیا پرداخته و واکنش‌های هیجانی بی‌سابقه‌ای را در مخاطبان برانگیخته است.

مژگان نبوی
مژگان نبوی
نویسنده

به گزارش پلاس ،روزنامه فرهیختگان در شماره امروز خود طی یادداشت‌هایی متفاوت طوری از پسر حاتمی‌کیا صحبت کرده که اگر کسی نداند فکر می‌کند سینمای جهان با ابراهیم حاتمی‌کیا شروع شده و با یوسف حاتمی‌کیا تمام می‌شود. در ادامه به سراغ سه برش از مطالب امروز فرهیختگان درباره حاتمی‌کیای جوان می‌رویم. با ما همراه باشید.

1

شبیه به  فیلم اسپیلبرگ و آتش به اختیار!

 ایمان‌ عظیمی،خبرنگار گروه فرهنگ فرهیختگان فیلم را به یک معجون لذیذ تشبیه کرده که به آثار کارگردانان بزرگی چون اسپیلبرگ تنه می‌زند:  از منظر بصری و پلاستیک ژانری، اسکورت بی‌شباهت به «تعقیب در شاهراه» اسپیلبرگ و «مامان جونم هفت‌تیر کشه» جاناتان دمی نیست ولی این آمیزش تم و مضمون با پلاستیک آمریکایی فیلم است که آن را تبدیل به یک معجون لذیذ بصری می‌کند؛ جایی که لحن آثار دهه‌هفتادی ابراهیم حاتمی‌کیا، قاطبه آثار رسول ملاقلی‌پور و فیلم‌های انقلابی مسعود کیمیایی به کمک سواد فیلمیک یوسف حاتمی‌کیا در بینامتنیت می‌آید و خلوص سینمایی کارگردان «شب طلایی» را در نسبت با تمام فیلم‌های جشنواره چهل‌وچهارم فجر بالا می‌برد.

0

در واقع اگر خواست مخاطب برای سینمای ایران محلی از اعراب نداشته باشد، این خود هنرمند است که باید به‌شکل آتش به اختیار وارد عمل شود و داستانش را پیش ببرد. یوسف حاتمی‌کیا با پرداختن به سوژه شوتی‌ها از این افراد و زیست عجیب‌وغریب اقتصادی‌شان آشنایی‌زدایی می‌کند و بار دیگر مسئله عدالت فردی را به رخ سینمایی که سال‌هاست این مفهوم از یادش رفته می‌کشاند.


ضرباهنگ اسکورت، مدمکس‌وار است!

دیگر یادداشت متعلق به مهران زارعیان است؛ او ریتم فیلم را به اثر مشهوری چون “مدمکس” تشبیه کرده و در قسمتی هم سینمای ایران را نیازمند چنین آثاری دانسته است:  «اسکورت» فیلمی قصه‌گوست؛ مدمکس‌وار لحظه‌ای از نفس نمی‌افتد و دائماً روند پرکشمکش خود را با رویداد تازه و تغییر مسیر در داستان، زنده نگه می‌دارد. شخصیت‌هایی پویا دارد که می‌فهمیم دارند چه می‌کنند و همه آن‌ها را با تمام تعارضات بینشان دوست داریم. مسئله را نیز به‌خوبی درک کرده و بدون اینکه در ژست اپوزیسیون فرو بغلتد یا ادای مردمی‌بودن دربیاورد، نشان می‌دهد که اگر شوتی‌ها اقدامی ناهنجار انجام می‌دهند، ناهنجاری آن‌ها معلول واقعیات تلخ اجتماعی است.

3

امیر جدیدی با پرسونای آشنای بچه بامرام تهران که از او سراغ داریم و به قهرمانان سینمای کیمیایی نیز شباهت دارد، در این فیلم پرقدرت ظاهر شده و با مُهر قهرمانی که از فیلم فرهادی همچنان به پیشانی دارد، در اینجا رانندگی می‌کند و پروتاگونیست جاده‌ها را می‌سازد.  سینمای ایران به طور مبرم نیاز به فیلم‌هایی مثل «اسکورت» دارد؛ فیلم‌هایی که اولاً فیلم‌نامه‌های قوی داشته باشند که ساختنشان، دورریختن پول نباشد؛ ثانیاً از مسیر‌های کلیشه‌ای و تکرارشده اجتناب کنند و ژانر‌های متنوع را بیازمایند، ثالثاً دوربین را از آپارتمان‌های شمال شهر تهران یا محلات فلاکت‌زده جدیداً مدشده بیرون ببرند و از ظرفیت کل جغرافیای ایران استفاده کنند.


حال‌وهوایی نزدیک به  «سریع و خشن»

و آخرین برش مربوط به یادداشت حمیدرضا رنجبرزاده است که موقعیت اکشن فیلم را به حال و هوای سری فیلم‌های مشهور “سریع و خشن”   نزدیک دانسته است:  یوسف حاتمی‌کیا در تازه‌ترین تجربه‌اش، یک فیلم جاده‌ای تمیز و سرپا ساخته؛ اثری که از حیث کارگردانی امتیاز‌های قابل‌توجهی دارد، اما هم‌زمان در فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی با ضعف‌هایی جدی روبه‌روست. «اسکورت» با حال‌وهوایی نزدیک به فیلم‌های «سریع و خشن» آغاز می‌شود و سکانس تعقیب‌وگریز ابتدایی‌اش را با موفقیت پشت سر می‌گذارد؛ مسیری که در نهایت به پایانی تلخ اما منطقی ختم می‌شود.

2

توجه فیلم به منطق روایی، نکته‌ای قابل‌تحسین است؛ امری که در سینمای ایران چندان رایج نیست. کنش‌ها، واکنش دارند و تصمیم‌ها بی‌عواقب ر‌ها نمی‌شوند. حتی در لحظات پایانی، وقتی تیراندازی رخ می‌دهد، فیلم‌ساز این جسارت را دارد که پیامد‌های آن را جدی بگیرد. «اسکورت» در جای‌گذاری حادثه‌های محرک و نقاط عطف نیز دقیق عمل می‌کند و آن‌ها را هم در زمان درست و هم به‌درستی به‌کار می‌گیرد.

منبع: برترین‌ها

اشتراک‌گذاری:
بدون دیدگاه

پرونده حقوقی منوچهر هادی باز شد؛ کارگردان «تراشه» جایگزین شد!