ساموئل بکت درام‌نویسی با ایده‌های عجیب و هولناک و فرمی ساده!

ساموئل بکت درام‌نویسی با ایده‌های عجیب و هولناک و فرمی ساده!
ستایش آراد
ستایش آراد
نویسنده

ساموئل بکت از درام‌نویسان برجسته قرن ۲۰ است که در آثارش مسئله انتظار انسان، مواجهه با جهان مدرن و مبتنی بر سرمایه‌داری و … مطرح است و می‌کوشد با فرمی ساده ایده‌های هولناک را بیان کند.

کمتر کسی در میان درام‌نویسان برجسته جهان، ایرلند را به عنوان کشوری که در درام‌نویسی شهره است، می‌شناسد، اما در این بین نامی به چشم می‌خورد که این معادله را به‌هم می‌ریزد، عمده علاقه‌مندان به جهان تئاتر و نمایشنامه، پایگاه‌های درام را در یونان، انگلیس و فرانسه می‌دانند اما در این بین فردی به نام ساموئل بکت قد علم می‌کند و با نگارش چند نمایشنامه و به‌ویژه «در انتظار گودو» باعث ایجاد تغییر سبک در ساختار درام نویسی و درام‌نویسان پس از خود می‌شود. ساموئل بکت که در سال ۱۹۰۶ در ایرلند به دنیا آمد و ۱۹۸۹ در پاریس چشم از جهان فرو بست، در عمر ۸۳ ساله خود موفق به نگارش چندین نمایشنامه شد که توجه بسیاری از مخاطبان، منتقدان و کارگردانان هم‌عصر و پس از آن را به خود را جلب کرد. نمی‌شود درباره بکت نوشت و اشاره‌ای به «در انتظار گودو» نداشت، نمایشنامه‌ای که تاکنون بیش از صدها بار در کشورهای مختلف روی صحنه رفته و به طور معمول نیز با اقبال مخاطبان مواجه بوده است. این موضوع شایسته توجه است که چرا آثار بکت به‌ویژه «در انتظار گودو» پیوسته مورد توجه مخاطبان در نقاط مختلف دنیا هستند.

ایده‌های عجیب و هولناک با فرمی ساده

ویژگی که در خوانش آثاری مانند «در انتظار گودو»، «آخرین نوار کراپ»، «بازی آخر» و دیگر آثار بکت به چشم می‌خورد، زبان ساده آثار است؛ بکت با زبانی ساده در جستجوی معنا می‌گردد، در آثار بکت فرایند این جستجو به شکلی چرخه‌وار و تکرار شونده است و به عبارتی اشخاص در پی چیستی و چرایی حضور خود روی زمین هستند. این مسئله یک بعد ابزورد ایجاد می‌کند که با دیگر صاحب‌نظران این مکتب، متفاوت است، برای مثال در آثار یونسکو به عنوان یک ابزوردنویس دیگر، از بین رفتن ارتباطات دال و مدلولی و بی‌ربطی آرای اشخاص با یکدیگر مسئله است، یا در آثار پینتر که به سبک «پینترسک» مشهور است، کاراکترها دچار وحشت هستند که بخشی از این وحشت را می‌توان ناشی از برخورد زیستی پینتر با جنگ جهانی دوم دانست. در سبک «پینترسک» کاراکترها یا در سکوت کامل به سر می‌برند یا پیوسته حرف می‌زنند که هر ۲ حالت ناشی از ترس شخصیت‌ها از چیزی است که بیرون از در انتظار آنها را می‌کشد. پینتر سعی می‌کند به شکلی تدریجی تبدیل خانه به مثابه یک محل امن به محلی ناامن را تشریح کند. نمونه بسیار مناسب برای درک این سبک و این فضا نمایشنامه «اتاق» از پینتر است. اما در آثار بکت فرم ساده است و ایده عجیب و هولناک است.

بکت و ابزوردی که شبیه به هم‌مکتبان نیست!

در مورد بکت همانطور که پیش‌تر بیان شد، جنس ابزورد و معناباختگی متفاوت است، معناباختگی از دل معنای مفروض می‌آید. برای مثال در نمایشنامه «در انتظار گودو»، ولادیمیر و استراگون در ابتدا انتظار می‌کشند و پس از آن مجدد انتظار می‌کشند و این تکرر کنش، معناباختگی می‌سازد اما کاراکترها به ملال دچار نمی‌شوند و آماده انتظار کشیدن بعدی می‌شوند. مسئله این است که گویا بکت در تلاش است که تنها انتظار را نشان دهد و رسیدن «گودو» مطرح نیست و هر اسم و اتفاقی می‌تواند «گودو» باشد. موضوع مورد بحث، انسان معاصر و مدرن است که توسط تکنولوژی و سرمایه‌داری پیوسته به انتظار می‌نشیند و اگر انتظار قبلی سرآید، انتظار بعدی پدیدار می‌شود و همین چرخه است که زیست ملال‌آور انسان مدرن را بازتاب می‌دهد، انسانی که دیگر شناختی از خود و هویت خود ندارد و اصلا آیا در جهانی که سرمایه‌داری و چرخه تولید و مصرف به شکلی فاحش بر زندگی انسان سایه انداخته است، چیزی تحت عنوان «فاعل شناسا» که دارای هویت، اندیشه و درونیات است می‌تواند دارای اهمیت باشد؟ یا تنها مسئله این است که انسان به مثابه یک نیرو در راستای چرخاندن چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری باید شناخته شود؟

چرا اجرای «در انتظار گودو» با اقبال عمومی مواجه می‌شود؟

شاید اصلی‌ترین دلیلی که می‌توان برای توجه به مخاطبان به آثار بکت به‌ویژه «در انتظار گودو» یافت، مسئله همذات‌پنداری پنهان است؛ گویی در این اثر مخاطب با خود مواجه می‌شود و خود را ملاقات می‌کند که این ملاقات در مخاطب به شکلی سطحی نیست و انگار بکت با ناخودآگاه‌ها سخن می‌گوید. بسیاری از نظریه پردازان در مورد اجرای اشخاص این نمایشنامه، معتقدند که بازیگران از بهره‌گیری هرگونه متود و تکنیک برای اجرای کاراکترهای این نمایشنامه، به خصوص ولادیمیر و استراگون باید خودداری کنند، زیرا کاراکترها به هیچ وجه به عمق نمی‌روند و همین مواجهه سطحی با مسئله انتظار و «گودو» است که برساخت اثر را شکل داده است، بهره‌گیری از هر متود یا تکنیکی به شکلی بیهوده به عمق کاراکتر می‌افزاید و آن را از هدف و پیام اصلی اثر دور می‌کند.

پایان‌بندی؛ این نمایشنامه با انتظار به پایان می‌رسد

در انتهای نمایشنامه ولادیمر و استراگون می‌روند و پیش از رفتن قراری برای فردا می‌گذارند که مجدد منتظر «گودو» باشند به این امید که «گودو» فردا می‌آید. مسئله این جاست که نمی‌دانیم ما خواننده یا تماشاگر چندمین روز از انتظار این ۲ شخصیت شده‌ایم! در نهایت آن‌طور که به نظر می‌رسد، ساموئل بکت نویسنده‌ای است که دامنه برخورد و مواجهه خود را در آثارش به انسان مدرن اختصاص داده است و می‌کوشد به شکلی آوانگارد این تصویر هولناک از انسان مدرن را که هر روز بیشتر از دیروز دچار «الیناسیون» (از خود بیگانگی) می‌شود، منعکس کند. خواندن یا دیدن آثار ابزوردنویسان اغلب با ملال و خستگی مخاطب همراه بوده است، اما آثار بکت در این دسته جای نمی‌گیرد و انگار برای انسان مدرن جذاب است که خود را روی صحنه در قالب کالبدهای متفاوت ببیند.

بکت در ایران

از آثار اجرا شده بکت در ایران می‌توان به اجرای «در انتظار گودو» داوود رشیدی در دهه ۴۰ اشاره کرد که احتمالا نخستین اجرای جدی از این نمایشنامه در ایران بوده است.

همچنین می توان به اجرای سال ۱۳۹۳ از همین متن توسط همایون غنی‌زاده اشاره کرد که در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.

از اجراهای معاصرتر می‌توان به نمایش «آخرین نوار کراپ» که در سال ۱۴۰۱ در تماشاخانه شانو به کارگردانی حاتم مشمولی اجرا شد، نیز اشاره کرد یا امیرحسین جوانی که در طی چند سال اخیر، نمایش «در انتظار گودو» را در سالن‌های مختلف در چند شهر ایران، اجرا کرد.

📢 مهم‌ترین اخبار


شناسه خبر: 125571
۲۷ دی ۱۴۰۴
اشتراک‌گذاری:
بدون دیدگاه
عکس| سفر در زمان؛ چهره فاطمه معتمدآریا در اولین فیلم سینمایی‌اش 40 سال پیش