سریال «مو به مو» پرویز شهبازی؛ داستانی که با حساب بانکی‌ات حرف می‌زند!

«مو به مو» نه فقط یک سریال، بلکه انعکاسی از اضطراب و فشارهای زندگی روزمره ماست که با دقتی بی‌سابقه به مشکلات اقتصادی و روانی می‌پردازد.

سریال «مو به مو» پرویز شهبازی؛ داستانی که با حساب بانکی‌ات حرف می‌زند!
آرتین توکلی
آرتین توکلی
نویسنده

اختصاصی پلاس و به نقل از سلام سینماتبسم کشاورز: گاهی یک سریال پیش از آن‌که قصه‌اش را تعریف کند، حال‌وهوای این روزهای ما را تشخیص می‌دهد. «مو به مو» از همین جنس است؛ سریالی که نه با شوخی و هیاهو بلکه با اضطراب، خواب، تعلیق و تکرارِ بدشانسی خودش را به زیست روزمره‌ مخاطب نزدیک می‌کند.


بیشتر بخوانید:

نقد و بررسی سریال مو به مو (پرویز شهبازی) | دوربینی که سمت مردم عادی برگشت


انگار از دل ناخودآگاه جمعی بیرون آمده است؛ جایی که ترس، آرزو، فشار اقتصادی و فروپاشی روانی مدام در حال گفت‌وگو با هم‌اند. پخش این سریال از پلتفرم شیدا بیش از آن‌که یک اتفاق تبلیغاتی باشد، خودش یک نشانه است؛ نشانه‌ عجله نداشتن، نشانه‌ این‌که هنوز می‌شود به مخاطب فرصت فکر کردن داد، نفس کشیدن و جا ماندن تصویر و معنا در ذهن. «مو به مو» سریالی نیست که بخواهد یک‌نفس بلعیده شود؛ درست مثل خواب، احتیاج به مکث دارد. 

پرویز شهبازی و بازگشت به جهان آشنای شکست

پرویز شهبازی را با فیلم‌هایی مثل «عیار ۱۴»، «دربند»، «مالاریا»، «طلا» و در سال‌های اخیر با «رکسانا» می‌شناسیم؛ فیلم‌سازی که همیشه دل‌مشغول آدم‌های طبقه‌ متوسط بوده است، آدم‌هایی با رویاهای بزرگ و دست‌های خالی. او بلد است شکست را نه به‌عنوان حادثه بلکه به‌عنوان وضعیت روایت کند. 

«مو به مو» اولین تجربه‌ سریال‌سازی شهبازی است؛ تجربه‌ای که در ادامه‌ همان جهان آشنا شکل گرفته است اما این‌بار با فرصت بیشتری برای مکث روی روان شخصیت‌ها. سریالی که دقیقا در زمانه‌ای پخش می‌شود که بحران اقتصادی دیگر پس‌زمینه نیست بلکه متن زندگی است. 

منصور؛ مردی که رویاهایش علیه او شورش کرده‌اند 

مرکز ثقل سریال شخصیتی به نام منصور است با بازی متفاوت و کنترل‌شده‌ میرسعید مولویان. منصور یکی دیگر از مردان آشنای شهبازی است؛ نه قهرمان، نه ضدقهرمان، فقط یک آدم معمولی که می‌خواهد به چیزی بیشتر برسد.

آرزوهایش به ظاهر ساده‌اند… ماشین بنز، مدیریت یک شرکت موفق، احترام… اما واقعیت مدام او را پس می‌زند. شرکتش به‌دلیل بدهی پلمپ می‌شود، سرمایه‌گذاری‌اش شکست می‌خورد و زندگی شخصی‌اش هم چیزی جز ترک و ناکامی نیست. همسر اول رفته است، همسر دوم هم می‌رود. او مانده است و یک پسر و مجموعه‌ای از خواب‌ها که ول‌کنش نیستند. 

روایت کابوس‌وار یک زندگی واقعی 

«مو به مو» بیش از آن‌که روی منطق کلاسیک روایت حرکت کند، روی خواب راه می‌رود. قصه شبیه یک کابوس کش‌دار است؛ کابوسی که مدام تکرار می‌شود و سوال اصلی‌اش این است که «آیا تعبیر می‌شود یا نه؟» 

موضوع خواب همیشه در فرهنگ‌ها جدی بوده است؛ گاهی ساده، گاهی رازآلود اما در این سریال، خواب مستقیما به روان و ناخودآگاه وصل است. همان‌جایی که یونگ می‌گوید: «آنچه در درون حل‌نشده باقی می‌ماند، در بیرون به شکل تقدیر ظاهر می‌شود.»

سایه‌ها، بال‌ها و زبان ناخودآگاه 

به نظر می‌رسد شهبازی آگاهانه سراغ مفاهیم یونگی رفته است؛ سایه، ناخودآگاه، نماد. مردانی که منصور را تعقیب می‌کنند، دو بالی که مدام دیده می‌شوند، عقاب، زمین پدری، پولی که ناگهان وعده‌ نجات می‌دهد؛ این‌ها منطق قصه نیستند، زبان روان‌اند. 

یونگ در «انسان و سمبل‌هایش» تاکید می‌کند که نمادها ما را قانع نمی‌کنند، بلکه ما را به یاد می‌آورند. شهبازی هم دقیقا از همین مسیر وارد می‌شود. او می‌داند نمادها بیش از استدلال، اثر می‌گذارند چون قدیمی‌ترین زبان ذهن انسان‌اند. 

رویا، ایگو و ترس از سقوط 

منصور درگیر محدودیت‌های نفس یا همان Ego است. ترس از بی‌پولی، ترس از شکست، ترس از بی‌اهمیت شدن. رویاهایش بنز، موفقیت، قدرت و… نه تجمل‌اند و نه زیاده‌خواهی. او ناخودآگاه برای بقا تلاش می‌کند. 

از نگاه فروید، خواب‌ها تجلی امیال سرکوب‌شده‌اند، از نگاه آدلر، تلاشی برای حل تعارض و رسیدن به هدف و از نگاه یونگ، پلی به ناخودآگاه جمعی. «مو به مو» بی‌آن‌که آموزشی یا شعاری شود، این خوانش‌ها را کنار هم می‌نشاند و به مخاطب اجازه می‌دهد خودش معنا بسازد. 

آیا زمین نجات می‌دهد؟ 

نام سریال هم اتفاقی نیست؛ «مو به مو» یعنی قرار است خیلی چیزها را مو به مو و دقیق ببینیم، نه سرسری. حالا سوال این است که آیا این خواب‌ها به منصور یاری می‌رسانند؟ آیا زمین پدری زاینده است یا بلعنده؟ آیا آن بال‌ها فرشته‌اند یا سایه؟ سریال فعلا پاسخی قطعی نمی‌دهد و شاید همین تعلیق، نقطه قوتش باشد. چون در جهان ما خیلی وقت‌ها حتی خواب‌ها هم تضمینی برای نجات ندارند. 

«مو به مو» درباره‌ ماست؛ درباره‌ آدم‌هایی که شب با کابوس می‌خوابند و صبح دنبال تعبیر می‌گردند. سریالی که بلد است آرام، بی‌ادعا و مو به مو، زیر پوست روان جمعی بخزد.

منبع: سلام سینما

📢 مهم‌ترین اخبار


شناسه خبر: 121860
۱۷ دی ۱۴۰۴
اشتراک‌گذاری:
بدون دیدگاه
واکنش تند روزنامه همشهری به لغو کنسرت همایون شجریان در اعتراض به کشتار مردم