دامستوس
فیلیپس

اعتراف بازیگر زن مشهور تلویزیون پیش احسان علیخانی: اگر تحمل میکردیم الان عذاب وجدان نداشتیم+ویدیو

۰۴ تیر ۱۳۹۵ ۲۰۷۴۷ دانلود ۹

بلاگردونه
توضیحات

خلاصه قسمت 16 ماه عسل/پرستو صالحی و داستان تلخ زندگی خانوادگی اش
پرستو صالحی: همه چیز در خانواده خوب بود. اسباب بازی هایی داشتیم که همه فامیل حسرت آن را داشتند و هیچ مشکلی نداشتیم. کودکی دلچسبی بود و امیر راست میگه من شیطنت زیادی داشتم حتی به جای آب نفت خوردم.
امیر گفت: خانواده پدری فرهنگی بودند و همه نسبت به ما حساسیت داشتند.
علیخانی از بحران خانواده پرسید و پرستو گفت: از یک منقل و دوست‌های پدرم شروع شد که انتهاش به اینجا ختم شد. سرطانی بود که خوشبختی تموم شد مادرم اولین بار متوجه شد آن موقع من ۸ سالم بود.
امیر ادامه داد: از مرکز توجه پدرم دور شدیم. فقط پدرم با دوستان دور هم بودند و بیشتر در مسافرت‌ها این کار انجام میدادن و میگفتند تفریح است.
پرستو اظهار داشت : من برنامه علیرضا رو دیدم. خیلی گریه گردم بعضی وقتها همه چیز داری بهترین امکانات در اختیارش بود. همه به پدرم  توجه داشتند اما کم کم رفتار پدرم تغییر کرد دعواهای پدر و مادر شکستن ظرف‌ها شروع شد.
صالحی از خانواده و مخاطبان خواست که نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت.
در دوران دبستان ۱۱ مدرسه عوض کردم. حتی غیبت‌های فراوانی در حضور از مدرسه داشتم. پدرم در خیلی از مواقع پشیمون میشد.
تمام خانواده همسایه‌ها متوجه شدند و به خاطر سردی رفتار پدرم ازش دور شدم. کارهاشونو نمیفهمیدم ولی با گریه های مادرم از بحران با خبر شدم.
امیر ادامه داد: همه خانواده تلاش برای ترک اعتیاد پدرم کردند جلسه می گذاشتند حتی یک نفر حدود یک ماه در خانه ما بود.
پرستو صالحی عنوان کرد: با توجه به وضع مالی مجبور به فروختن خانه شدیم. حتی سرکار نمیرفتند تا اینکه اخراج شدند و به خاطر همین مشکلات رفتار پدرم خیلی تغییر کرد.
سال های قبل اعتیاد خیلی جرم بود و صاحب خونه که متوجه این موضوع شد با ما برخود میکرد و همین ماجرا ها ادامه داشت تا اینکه پدر ارتشی درس خونده یک تاکسی نارنجی گرفت ی روزی اومد جلوی در مدرسه دنبالم به خاطر اینکه دوستانم متوجه نشوند پدرم معتاد است بهش گفتم برو اومدم خونه دیدم مامانم گفت چرا سوار نشدی از آون موقع اومده داره گریه میکنه به خاطر همین موضوع دو ماه برای ترک اعتیاد به بیمارستان رفت.
امیر در دوران دبیرستان بود به نقاشی ساختمان رفت مادرم تولیدی کار میکرد زمانی که از بیمارستان برگشت  همه چیز خوب بود تا اینکه دوباره شروع کرد نمیدونم این مواد چیه که واقعا ترکش سخته برای امثال علیرضا آرزوی موفقیت دارم که تونستند این کار کنند.
یک روزی به همراه دوستم برای امتحانش رفتم مامانم گفت نرو وقتی برگشتم دیدم عمه ام در خونه را باز کرد و تو حیاط قطره های خون ریخته بود مامانم خونه نبود پدرم خوابیده بود رفتم بیدارش کردم گفتم مامان کجاست  مادرم مثل بوکسور هایی که صورتش داغون میشه شده بود وبعد از این ماجرا که  سال ۷۵ بود پدرم به مدت ۱۳ سال رفت.
در این مدت که من بازیگر شدم فقط یک بار جلوی برج میلاد پدرم را از دور دیدم که آقای دهکردی جلوی من بود گفتم میشه راه برید گفتند چرا؟ گفتم بابام.
سیزده سال به واسطه عمه‌هایم از پدرم با خبر بودیم تا اینکه زنگ زدن گفتند پدرم جواب نمیده. من و امیر پشت در خونه پدرم رفتیم امیر در را شکست و رفت داخل. بعد من رفتم دیدم جنازه پدرم افتاده و از شدت درد دستش را گاز گرفته بودو فوت کرده بود. آن زمان از خدا خواستم کاش یک بار دیگر فرصت بهم بده  تا من به پدرم دوباره فرصت بدم اما اینطور نشد.
پرستو صالحی  با اشک‌هایی که از چشمش سرازیر شده بود از همه دختر و پسرهایی که شبیه آنها هستند خواست به پدرشآن فرصت بدهند.
از خدا طلب بخشش میکنم کاش به عنوان بیمار نگاه میکردم و آن زمانی تلخ تر شد که بعد از مراسم خاکسپاری پدرم رفتیم وسایل خانه‌اش را جمع کنیم یک چمدان پر از مصاحبه های خودم را دیدم و خیلی دلم سوخت.
پرستو صالحی در پاسخ به علت دوری سیزده ساله از پدرش گفت: به خاطر ترس از رفتار مادرم و اینکه خیلی عذاب کشیده بودیم به سمت پدرم نرفتیم.
 پایان امیر و پرستو صالحی ابراز پشیمانی کردندو گفتند کاش تلاش می‌کردیم وقفت میگذاشتیم و الان این عذاب وجدان همراه ما نبود به خاطر این موضوع ما هیچ وقت سیگار هم نکشیدیم.

 

تلویزیون

کامنت (9)

نام شما:
پست الکترونیک:
دیدگاه شما:

پیام شما با موفقیت ثبت شد.

مرتب سازی بر اساس : جدیدترین ها | قدیمی ترین
مهمان میگوید: ۴ تیر ۱۳۹۵
نسخه پیچی کار آسانی است افراد مصرف کننده زندگی افراد خانواده را مختل میکنند اگر مادر خانم صالحی نقص عضو میشدند یا پدر برای مصرف به شما تعدی میکرد باز هم از ترد پدر ناله میکردید راستش شما بعد از چند سال دارید در این مورد نظر میدهید وقتی آدم تو گود باشه میفهمه زندگی با یک مصرف کننده خریت است افرادی که مواد صنعتی مصرف میکنند حتی باعث هتک حرمت وقتل شده اند خانم صالحی صدات از جای گرم در مآید واقعا متاسفم که یک خانواه چند نفره باید خود را اسیر یک نفر بکنند یکی هم از خانواده های این افراد حمایت کند نه ازیک مصرف کننده انگار به گفته صدا وسیما معتاد یک فرشته است نه فقط فردی است که حق زندگی دیگران راگرفته ترد افراد معتاد بهترین راه است دولت باید محکم تر با یک معتاد برخورد کند که به دیگران صدمه نزند امان از بی دردی همه بیرون گود هستند و میگویند لنگش کن
41 | 38 پاسخ
پاسخ مهمان : ۶ تیر ۱۳۹۵
نسخه نپیچید. نظر خودشو گفت.
مهمان میگوید: ۴ تیر ۱۳۹۵
عشقِ علیخانی اووووووف خدا
43 | 33 پاسخ
مهمان میگوید: ۴ تیر ۱۳۹۵
شما دو تا بچه های خوبی هستید وخوب تربیت شدید چرا اینقد توصورتتون غم هست پس
32 | 35 پاسخ
مهمان میگوید: ۴ تیر ۱۳۹۵
عاشق ماه عسلم با علیخانی
35 | 35 پاسخ
مهمان میگوید: ۴ تیر ۱۳۹۵
اوووووف علیخانی
35 | 34 پاسخ
امیر میگوید: ۵ تیر ۱۳۹۵
خدا همه رو از شر این بلای خانمان سوز حفظ کنه!
37 | 35 پاسخ
کمیل میگوید: ۵ تیر ۱۳۹۵
اون صحنه ای که خانم صالحی گفتند وقتی از مراسم برگشتند و یک چمدان پر از مصاحبه های خودش رو دیده که پدرش جمع کرده بود.اشکهایم بی آنکه خودم بخوام همینجور سرازیر شد..آخه منم یک دختر بچه دارم که خیلی دوسش دارم...میتونم حس کنم احساس پدرش رو نسبت به خانم صالحی....مشخصه پدرش خیلی آدم باغیرتی بوده...روحش شاد
40 | 38 پاسخ
لورا میگوید: ۶ تیر ۱۳۹۵
اه احسان علیخانی اییییییش
35 | 35 پاسخ