اولین گفتگوی مادر اهورا بعد از قتل وحشیانه فرزندش: فقط قصاصش کنید

۲۶ / ۰۷ / ۱۳۹۶ ۵۶۹۰ دانلود ویدئو ۱
توضیحات

روز شنبه سناریوی هولناک یک کودک آزاری دیگر این بار در رشت رقم خورد تا بار دیگر جامعه در غم یک کودک دیگر به سوگ بنشیند.

روز 22 مهرماه سال جاری جنایت هولناکی در شهر رشت رقم خورد که بار دگر نه تنها رشت بلکه کل کشور را در حیرت و ناراحتی فرو برد.
دراین جنایت هولناک پسربچه دو ساله به نام اهورا توسط ناپدریش در لاکان رشت پس از 
تجاوز وحشیانه با کوبیدن سر وی به دیوار به قتل رسید.
مادر اهورا در مصاحبه ای به شرح این جنایت هولناک پرداخت که در ادامه مشروح آن را می خوانید.

مجتبی که بود
مادر اهور گفت: من در زندگی گذشته ام بخاطر مشکلاتی که داشتم مجبور به جدایی شدم و پس از مدتی مجتبی وارد زندگی من شد.
وی ادامه داد: روز 
حادثه که در بیمارستان پرسنل، موضوع تجاوز و قتل را در میان گذاشتند گفتم همچین چیزی امکان ندارد زیرا رفتار او با این بچه واقعا خوب بود. هر وقت که از در خانه خارج می شد اهورا گریه می کرد و می گفت بابا مجتبی داری میروی؟

مادر اهورا در شرح روز حادثه بیان کرد: صبح روز حادثه، ساعت 9:30 از خانه خارج شدم و به محل کارم رفتم، آن روز حوالی ظهر به خانه آمدم، اهورا خواب بود، بیدار شد و به دستشوویی بردمش، خواستم به او غذا بدهم اما بی میل بود و نخورد، نمی توانم به او بگویم همسرم، او یک آدم سگ صفت است، به او گفتم غذا را داغ کن و هر وقت اهورا بیدار شد به او نیز غذا بده، سپس از خانه خارج شدم و به محل کارم رفتم.
مادر اهورا اظهار کرد: من ساعت 14:10 به مغازه رفتم و از ساعت 14:14 تا 14:24 از مجتبی برای من پیام ارسال می شد، ساعت 14:48 تماس گرفت و گفت حال اهورا بد شده و غش کرده است، می گفت همسایه ها را صدا کرده و اهورا را بیمارستان رازی برده اند، من نیز خودم را به بیمارستان برسانم. از محل کارم خارج شدم و با یک خودروی دربست به بیمارستان رفتم، آن روز هم که به کلانتری رفتم و موضوع تجاوز را گفتند، از من خواستند علیه پزشک اعاده حیثیت کنم و موضوع تجاوز اصلا صحت ندارد. همان روز من از خود مجتبی سئوال کردم که در مرگ اهورا نقشی دارد یا نه و از او خواست تا اگر چیزی هست بگوید، او نیز شروع به گریه زاری کرد و قسم خورد که این گونه نیست، حتی حراست بیمارستان پورسینا زمانی که در مورد تجاوز به اهورا با او صحبت کردند شروع به گریه و زاری کرد و گفت کافر نمی تواند چنین کاری انجام دهد.

اعتراف تکان دهنده 
وی خاطرنشان کرد: مجتبی تا لحظه آخر طبیعی برخورد می کرد تا اینکه در کلانتری به او دستبند زدند و به آگاهی منتقل شد، پیش خودم می گفتم اگر کاری کرده باشد می توانست 
فرارکند، دو روز پیش از حادثه اهورا را برد بیرون و برایش ساندویچ خرید سپس به محل کار من آمد و با هم غذا خوردیم، هر کس دیگری این رفتارها را می دید تصور نمی کرد این کار، کار او باشد، همیشه می گفت من عاشق اهورا هستم، زمانی که خودش اعتراف کرد، در آگاهی به او گفتم چرا این کار را با بچه من کردی سرش را پایین انداخت و فقط گریه کرد.

 

داغ ترین ها

نظرات (0)

نام شما:
پست الکترونیک:
دیدگاه شما:

پیام شما با موفقیت ثبت شد.

مرتب سازی بر اساس : جدیدترین ها | قدیمی ترین