ماجرای قتل عام وحشتناک در شهرک آزادی از زبان بازمانده 11 ساله/ مادرم قصد جان ما را کرده بود/ خودم را به مُردن زدم

۱۲ / ۰۲ / ۱۳۹۶ ۴۷۴۸ دانلود ویدئو ۱
توضیحات

من خودم را به مردن زدم ولی خواهرم چشمانش باز بود که کشته شد و برادرم هی می گفت غلط کردم و مادرم او را با چاقو می زد....

لحظه ای صحنه ترسناک ترین فیلم ها را جلوی چشمانم می بینم. محیا دختر شیرین زبانی است و با شیرین زبانی اش سعی  دارد صحنه هایی را تعریف کند که وحشتناک و زجرآور است مانند این صحبت ها را چند بار دیگر هم شنیده ام اما تنها وجه تمایز این تریلر ترسناک، دلهره آفرینی هایی است که به دست مادری یاغی به بار می نشیند.

نزدیک به شش ماه پیش بود که در شهرک آزادی Freedom تهرانسر اتفاقی وحشتناک رخ داد، مادری صبح از خواب بیدار شد و فرزندان و شوهرش را قتل Murder عام کرد. از همان ابتدا چنین قتلی را در ذهنم تداعی می کردم. جسد دخترکی زیبا در کنار جسد پسربچه ای شیرین  زبان افتاده است و پدر قوی هیکل این دو بچه نیز در اتاق خواب در حالیکه پرده پنچره در دستانش مانده پهن زمین شده اگرچه این صحنه ها تمامی ماجرا نبود. همیشه فکر هرکسی که این داستان را می شنید سراغ نفر چهارمی می رفت که در این میان توانسته بود از دست مادر سنگدل ماجرا جان سالم به در ببرد. آیا او بعد از این وقایع توانسته است به زندگی عادی بازگردد و اصلا زندگی عادی برای او چه معنایی دارد. فکر می کردم تمایلی به صحبت کردن نداشته باشد اما به همراه مادربزرگش که حالا سرپرست اوست همه ماجرا را برای ما تعریف می کند. ماجرا وقتی جالب توجه می شود که او از شیوه اش برای فرار Escape از چنگال مادری سنگدل سخن به میان می آورد. در چشم های او امید موج  می زند و همین باعث شد امید ما نیز به زندگی چند برابر شود. در ادامه مصاحبه را با این دختربچه شیرین زبان می خوانید.

خودت را معرفی کن؟

من مهیا هستم و 11 سال سن دارم.

از اوضاع زندگی ات بگو؟

عالی است. من درس خوان هستم و همیشه با نمراتم این موضوع را به همه ثابت کرده ام. دوست دارم یک روز دکتر دندانپزشک شوم.

از اینکه رسانه ها و روزنامه ها عکس هایت را چاپ کرده بودند چه احساسی داشتی؟

هیچوقت ندیدم و از آنها راضی نیستم. شما هم اگر دوست دارید عکس های خواهر و برادر و پدرم را چاپ کنید اما از من هیچ عکسی چاپ نکنید. یک روز یکی از دوستانم به من گفت عکس تو را در روزنامه دیدم و من گفتم دوست ندارم در این مورد صحبت کنیم.

از مدرسه ات بگو و اینکه آیا کسی می داند چه اتفاقی برای تو افتاده است؟

مدرسه ام عالی است. درس هایم را می خوانم نمرات عالی گرفته ام. مادربزرگم نیز می داند و هر روز خودش مرا به مدرسه می برد و از مدرسه مرا بر می گرداند. این را بنویسید که زندگی شخصی من به کسی ربطی ندارد و همان بهتر که کسی در مدرسه نمی داند من چه کسی هستم. آنها می دانند من مهیا، دختری زیرک و باهوش هستم و درسم نیز خوب

داغ ترین ها

نظرات (0)

نام شما:
پست الکترونیک:
دیدگاه شما:

پیام شما با موفقیت ثبت شد.

مرتب سازی بر اساس : جدیدترین ها | قدیمی ترین