روایت پسر حبیب از لحظه دیدن خبر فوت پدرش/حبیب تنها دو آرزو در زندگی اش داشت/به مادرم گفتم خواست خدا بود - محمد محبیان از پدرش می گوید

۰۶ / ۰۴ / ۱۳۹۵ ۲۰۶۵۲ دانلود ویدئو ۸
توضیحات

سال‌ها است که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد ولی کمتر حاضر به گفت‌وگو و مصاحبه می‌شد و همین باعث شده خیلی‌ها از او به عنوان مخزن اسرار حبیب در همه این سال‌ها یاد کنند. «محمد محبیان» پسر «حبیب» یک هفته‌ای است که وارد ایران شده و حضور پرخبرش در مراسم هفتمین روز درگذشت «حبیب» باعث شد بسیاری از رسانه‌ها نسبت به حضورش در ایران واکنش نشان دهند.
 
اما محمد در سکوت کامل و در کنار مادرش روزهای سخت و دردناکی را گذراند تا با رد شدن از ده روز نخست پرواز ابدی پدرش، حالا حرف‌هایش کلید پرسش‌های زیادی باشد. بدون‌شک وقتی «حبیب» در گفت‌وگوها و آثارش از محمد به عنوان «تموم دنیای بابا...» یاد می‌کند، حتماً ناگفته‌های زیادی را می‌توان از حرف‌های محمد فهمید و با کمی دقت در صحبت‌هایش، متوجه بسیاری از اتفاقات و ماجراهایی شد که در همه این سال‌ها حبیب زندگی‌اش را با آنها گذرانده است.
 
بخش‌هایی از صحبت‌های محمد را می‌خوانید و در ادامه، فایل ویدئویی این گفت‌وگو را هم حتماً ببینید. ذکر این نکته ضروری است که تسلط محمد به زبان فارسی چندان زیاد نیست؛ به طوری که در ادای برخی کلمات و اصطلاحات مسلط نبود و در پیاده کردن این گفت‌وگو سعی شده محتوای سخنان او با حفظ محوریت صحبت‌ها اتفاق بیفتد.
 

 
 ساعت 3 صبح 29 خرداد 95 است و در اولین ساعات حضورت در ایران، نخستین گفت‌وگوی رسمی تو در ایران انجام می‌شود. بگذار از رابطه‌ات با «حبیب» شروع کنیم. رابطه شما کلاً چگونه بود؟
خیلی ممنون. سلام به شما و همه بینندگان عزیز سایت «موسیقی ما». رابطه ما رابطه پدر و پسری بود. پدر و پسر بودیم دیگر. رفیق بودیم، دوست بودیم و همکار بودیم. حبیب دوست داشت من را مسخره کند و ادای من را در بیاورد. خیلی بامزه و شوخ بود و شوخی زیادی می‌کرد. پدر خوبی بود، انسان خوبی بود، پاک بود. به نظرم خوب موقعی رفت؛ چیز عجیبی است این‌گونه بگویم ولی خدا را شکر.
 
 گفته شده «حبیب» در کار و روابط اجتماعی‌اش خیلی جدی بود. ولی ظاهرا این موضوع حداقل درباره تو که پسرش بودی، صدق نمی‌کرد.
جدی بود ولی همه کسانی که از نزدیک او را می‌شناختند، هر دو طرف را می‌دیدند؛ هم جدی و هم شوخ‌طبعی.
 
 کمی به عقب برگردیم. صحبتی که این روزها و پس از درگذشت پدرت مطرح شده است. می‌خواهم درباره تاریخ و محل دقیق تولد حبیب صحبت کنی. بیوگرافی‌هایی که از حبیب منتشر شده، متناقض است و می‌خواهم مشخصات صحیح حبیب را برای اولین‌بار به ما بگویی.
مادر من تبریزی است و پدرم هم تبریز را خیلی دوست داشت. فکر کنم مدتی از خدمت سربازی‌اش را هم در رضائیه (ارومیه) گذرانده بود و آن‌جا را خیلی دوست داشت. وقتی مردم از او می‌پرسیدند همشهری ما هستی، می‌گفت بله و «نه» نمی‌گفت. خوزستانی‌ها می‌‌‌‌‌‌گفتند تو اهل خوزستانی؟ می‌گفت بله. ولی اصالت حبیب برای شمال تبریز است. محل تولدش را هم همه‌جا اشتباه می‌گویند. خود من هم مصاحبه‌ای داشتم و در آن توضیح دادم. محل تولد حبیب در شمیران تهران بود. تاریخ تولدش هم سال 47 میلادی است که می‌شود 1326 شمسی. این تولد واقعی‌اش است. همه‌جا تولدش را اشتباه می‌گفتند ولی حبیب با این مشکلی نداشت. می‌خندید و می‌گفت من را جوان‌تر کرده‌اند.
 
 خبر درگذشت «حبیب» چطور به شما رسید و از کجا متوجه شدی؟ چه کسی جزئیات را به تو گفت و کلاً اتفاق‌ها و عکس‌العمل‌های خودت را در آن لحظه به ما بگو.
من 4 صبح بیدار شدم و به تلفنم نگاه کردم و خواستم ببینم ساعت چند است. دیدم 4 صبح است و 4 مسیج تسلیت دارم. از آنجا می‌دانستم که یک اتفاقی افتاده است. به اینترنت سر زدم و از آنجا متوجه شدم.
 بعدش طبیعتاً با ایران تماس داشتی. درست است؟
بعدش به مادرم زنگ زدم. یک نفر دیگر گوشی را برداشت و بعد مادرم گوشی را گرفت. گفتم بابا رفت؟ گفت آره. من هم بهش گفتم عیب ندارد، خواست خدا بود و نگران نباش.
 حبیب همیشه در مصاحبه‌هایش درباره اعتقادات تو و پایبند بودن تو به یک سری اصول اخلاقی خیلی صحبت می‌کرد و می‌گفت محمد بسیار انسان معتقدی است و حتی قرآن می‌خواند. این صحبت‌ها خیلی در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد. دوست دارم کمی واضح‌تر درباره اعتقادات درونی خودت صحبت کنی.
اسلامی که من یاد گرفتم و خدایی که شناختم، از طریق خودم است و بر اساس شناخت خودم در زندگی و آمریکا است. اسلام هم مثل دین‌های دیگر راهی است به سمت خدا و من با اسلام بهتر می‌توانم این راه را تجربه کنم. همین.
 این که اسمت محمد است، بالاخره خودش تأثیر داشته. درست است؟
بله، قطعاً همین‌طور است.
 در مورد اعتقادات پدر هم بگو.
پدرم آگاه بود و همیشه اسم خدا روی زبانش بود و آگاهانه خدا را می‌پرستید.
 نکته این‌جا است که وقتی یک خواننده‌ در یک شبکه تلویزیونی در آمریکا می‌آید و از خدا صحبت می‌کند، خیلی فرق دارد با کسی که در ایران است و از خدا می‌گوید. آن خیلی بیشتر به چشم می‌آید و نشان می‌دهد یک اعتقاد بسیار عمیق قلبی وجود دارد.
خدا برای همه است. برای آمریکایی‌ها، برای ایرانی‌ها و همه. دنیا سیاه و سفید نیست ک

موسیقی

نظرات (8)

نام شما:
پست الکترونیک:
دیدگاه شما:

پیام شما با موفقیت ثبت شد.

مرتب سازی بر اساس : جدیدترین ها | قدیمی ترین
سحر میگوید: ۶ تیر ۱۳۹۵
ادما رو از تربیت بچه هاشون میشه شناخت به نظرم راه خیلی خوبی و انتخاب کردن برا تربیت فرزندشون ادم پاک و ب غل و غشی به نظرم اومدن
67 | 25 پاسخ
لاله میگوید: ۶ تیر ۱۳۹۵
انشاالله خدا رحمتش کنه محبوب قلبها بود واقعا بی ادا و بی ریا و خودش بود و ذات خوبی داشت
57 | 29 پاسخ
مهمان میگوید: ۶ تیر ۱۳۹۵
خدا صبر بده به خانواده اش، روحش شاد
41 | 23 پاسخ
مهمان میگوید: ۶ تیر ۱۳۹۵
روحش شاد مرد بسیار بی غل وغشی به نظر میرسید پاک بود بی ریا بود خدا دوست بود مهربان بود دل پاکی داشت مسلمان واقعی بود.و...روحش شاد یادش گرامی . از اورمیه.
37 | 23 پاسخ
سارا میگوید: ۷ تیر ۱۳۹۵
به جای سوالات شخصی و خصوصی محمد مثل اعتقاد و دین و ایا قران میخونه یا نه... میتونستید سوالات بیشتر در مورد حبیب بپرسید!!!!!
35 | 29 پاسخ
مهمان میگوید: ۷ تیر ۱۳۹۵
واقعا پسر خوبی داره افرین محمد
37 | 25 پاسخ
مریم میگوید: ۸ تیر ۱۳۹۵
ممنون از گزارش ولی واقعا یه تجدید نظر کنید در تدوین اهنگ پس زمینه فوق العاده بی ربط و رو اعصابه
29 | 29 پاسخ
Soheil Six میگوید: ۱۷ خرداد ۱۳۹۶
امیدوارم یاد بگیریم به اعتقادات دیگران که یه مسئله کاملا شخصیه احترام بزاریم چه در مصاحبه,گفتار و یا....
2 | 2 پاسخ